فهرس المقالات رضا چالمه


  • المقاله

    1 - بررسی نقش واسطه¬ای انعطاف¬پذیری شناختی و کنترل شناختی در رابطه بین ذهن¬آگاهی و نشانه¬های وسواسی جبری در زنان رضا چالمه فاطمه عبدالهی
    پژوهش های میان رشته ای زنان , العدد 4 , السنة 2 , پاییز 1399
    پژوهش حاضر به¬منظور بررسی الگوی نقش واسطه گری کنترل و انعطاف¬پذیری شناختی در رابطه بین ذهن آگاهی و نشانه¬های اختلال وسواسی-جبری در زنان صورت گرفت. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگي بود که در چارچوب آن، روابط مفروض میان متغيرها، با استفاده از روش تحلیل مسیر بررسی شد. در م أکثر
    پژوهش حاضر به¬منظور بررسی الگوی نقش واسطه گری کنترل و انعطاف¬پذیری شناختی در رابطه بین ذهن آگاهی و نشانه¬های اختلال وسواسی-جبری در زنان صورت گرفت. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگي بود که در چارچوب آن، روابط مفروض میان متغيرها، با استفاده از روش تحلیل مسیر بررسی شد. در مدل مذکور، متغير ذهن آگاهی به‌عنوان متغير برون‌زاد، کنترل و انعطاف¬پذیری شناختی به‌عنوان متغيرهاي واسطه‌اي و نشانه¬های اختلال وسواسی-جبری به‌عنوان متغير درون‌زاد در نظر گرفته شدند. جامعه آماری شامل همه زنان 18سال به بالای ساکن شهرشیراز بود که از این میان 150نفر به روش نمونه¬گیری تصادفی به¬عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش¬نامه¬های وسواسی جبری ییل براون، ذهن¬آگاهی فرایبورگ (فرم کوتاه) و کنترل و انعطاف¬پذیری شناختی بود. نتایج حاصل نشان¬دهنده این بود که ذهن¬آگاهی نشانه¬های اختلال وسواسی-جبری را به¬طور معکوس و معنی¬داری (35/0- = β) پیش¬بینی می¬کند. هم¬چنین انعطاف¬پذیری شناختی (24/0- = β) و کنترل شناختی (23/0- = β) پیش¬بین منفی و معنی¬دار نشانه¬های اختلال وسواسی جبری بودند. ذهن¬آگاهی نیز پیش¬بینی کننده مثبت و معنی¬دار کنترل شناختی (80/0 = β) و انعطاف-پذیری شناختی (60/0 = β) بود و در نهایت انعطاف¬پذیری شناختی و کنترل شناختی توانستند نقش واسطه¬گری بین متغیرهای برون¬زاد و درون¬زاد ایفا نمایند. بر این اساس ذهن آگاهی از طریق تاثیر بر دو متغیر انعطاف¬پذیری شناختی و کنترل شناختی می¬تواند بر کاهش نشانه¬های اختلال وسواسی جبری تأثیرگذار باشد. ذهن¬آگاهی نشانه¬های اختلال وسواسی-جبری را به¬طور معکوس و معنی¬داری پیش¬بینی می¬کند. به¬علاوه انعطاف¬پذیری شناختی پیش¬بین منفی و معنی¬دار نشانه¬های اختلال وسواسی-جبری است؛ به¬علاوه هر دو متغیر انعطاف¬پذیری شناختی و کنترل شناختی توانستند نقش واسطه¬گری بین متغیرهای برون¬زاد و درون¬زاد ایفا نمایند. بر این اساس ذهن¬آگاهی از طریق تأثیر بر دو متغیر انعطاف¬پذیری شناختی و کنترل شناختی می¬تواند بر کاهش نشانه¬های اختلال وسواسی جبری تأثیرگذار باشد تفاصيل المقالة

  • المقاله

    2 - بررسی کفایت روانسنجی مقیاس بهزیستی جنسی زنان در زنان متاهل: روايي، پايايي و ساختار عاملي رضا چالمه فاطمه عبداللهی
    خانواده و سلامت جنسی , العدد 3 , السنة 2 , تابستان 1399
    هدف پژوهش حاضر بررسی روايي، پايايي و ساختار عاملي مقياس بهزیستی جنسی زنان در زنان متاهل ايراني بود. بدين منظور نمونه اي به حجم 297 نفر از زنان متاهل (با ميانگين سني7/33 سال و با دامنه سنی 24 تا 45 سال) به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. مقیاس های بهزیستی روانشناخت أکثر
    هدف پژوهش حاضر بررسی روايي، پايايي و ساختار عاملي مقياس بهزیستی جنسی زنان در زنان متاهل ايراني بود. بدين منظور نمونه اي به حجم 297 نفر از زنان متاهل (با ميانگين سني7/33 سال و با دامنه سنی 24 تا 45 سال) به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. مقیاس های بهزیستی روانشناختی (ریف،1995) و بهزیستی جنسی زنان (روزن و همکاران، 2009) توسط گروه نمونه تکمیل شد. روایی این مقیاس با استفاده از روش هاي تحلیل عامل اكتشافي و تأييدي، روایی همگرا و همزمان بررسی شد. پایایی مقياس از دو روش آلفای کرونباخ و دونیمه سازی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی با استفاده از روش مؤلفه¬های اصلی و چرخش واریماکس نشان داد که این مقیاس، از 4 عامل با عناوين روابط بین فردی، حوزه شناختی-عاطفی، تحریک فیزیکی و رضایت از ارگاسم تشکیل شده است كه بیش از 66 درصد از واریانس کل را تبیین می کنند. روایی همگرای این مقیاس حاکی از همبستگی رضایت بخشی بین ابعاد مقياس بهزیستی جنسی زنان با نمره کل بود. برای تعیین روایی همزمان مقیاس، همبستگی ابعاد مقياس بهزیستی جنسی زنان با مقیاس بهزیستی روانشناختی بکار رفت که حاکی از همبستگی مطلوبی بود (001/0> p). ضرايب آلفاي كرونباخ و دونيمه سازي براي كل مقياس و ابعاد آن بين 63/0 تا 82/0 نوسان داشت. نتيجه نهايي اينكه فرم فارسي مقياس بهزیستی جنسی زنان، از روايي و پايايي مناسبي در جامعه ايراني برخوردار است و مي¬تواند در موقعيت هاي پژوهشي، تربيتي و باليني مورد استفاده قرار گيرد. تفاصيل المقالة

  • المقاله

    3 - کفایت روانسنجی مقیاس بهزیستی جنسی زنان در زنان متاهل: روايي، پايايي و ساختار عاملي رضا چالمه فاطمه عبدالهی
    خانواده و سلامت جنسی , العدد 2 , السنة 2 , بهار 1400
    هدف پژوهش حاضر بررسی روايي، پايايي و ساختار عاملي مقياس بهزیستی جنسی زنان در زنان متاهل ايراني بود. بدين منظور نمونه اي به حجم 297 نفر از زنان متاهل (با ميانگين سني7/33 سال و با دامنه سنی 24 تا 45 سال) به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. مقیاس های بهزیستی روانشناخت أکثر
    هدف پژوهش حاضر بررسی روايي، پايايي و ساختار عاملي مقياس بهزیستی جنسی زنان در زنان متاهل ايراني بود. بدين منظور نمونه اي به حجم 297 نفر از زنان متاهل (با ميانگين سني7/33 سال و با دامنه سنی 24 تا 45 سال) به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. مقیاس های بهزیستی روانشناختی (ریف، 1995) و بهزیستی جنسی زنان (روزن و همکاران، 2009) توسط گروه نمونه تکمیل شد. روایی این مقیاس با استفاده از روش هاي تحلیل عامل اكتشافي و تأييدي، روایی همگرا و همزمان بررسی شد. پایایی مقياس از دو روش آلفای کرونباخ و دونیمه سازی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی با استفاده از روش مؤلفه¬های اصلی و چرخش واریماکس نشان داد که این مقیاس، از 4 عامل با عناوين روابط بین فردی، حوزه شناختی-عاطفی، تحریک فیزیکی و رضایت از ارگاسم تشکیل شده است كه بیش از 66 درصد از واریانس کل را تبیین می کنند. روایی همگرای این مقیاس حاکی از همبستگی رضایت بخشی بین ابعاد مقياس بهزیستی جنسی زنان با نمره کل بود. برای تعیین روایی همزمان مقیاس، همبستگی ابعاد مقياس بهزیستی جنسی زنان با مقیاس بهزیستی روانشناختی بکار رفت که حاکی از همبستگی مطلوبی بود (001/0> p). ضرايب آلفاي كرونباخ و دونيمه سازي براي كل مقياس و ابعاد آن بين 63/0 تا 82/0 نوسان داشت. نتيجه نهايي اينكه فرم فارسي مقياس بهزیستی جنسی زنان، از روايي و پايايي مناسبي در جامعه ايراني برخوردار است و مي¬تواند در موقعيت هاي پژوهشي، تربيتي و باليني مورد استفاده قرار گيرد. تفاصيل المقالة

  • المقاله

    4 - بررسی رابطه ی الگوهای ارتباطی خانواده با معنای زندگی در دانش آموزان متوسطه اول شهر شیراز راضیه شکیبافرد رضا چالمه
    پژوهش های میان رشته ای زنان , العدد 8 , السنة 3 , پاییز 1400
    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده(گفت و شنود و همنوایی)با معنای زندگی(حضور معنا و جستجوی معنا)انجام گرفت.نمونه آماری شامل 120 دانش آموز مقطع متوسطه اول شهر شیراز(60 دختر و 60 پسر)بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب أکثر
    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده(گفت و شنود و همنوایی)با معنای زندگی(حضور معنا و جستجوی معنا)انجام گرفت.نمونه آماری شامل 120 دانش آموز مقطع متوسطه اول شهر شیراز(60 دختر و 60 پسر)بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند.به منظور گردآوری داده ها،از پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده(فیتزپاتریک و ریچی،1990)و پرسشنامه معنای زندگی (استگر،2010)استفاده شد.پایایی ابزارها به روش آلفای کرونباخ محاسبه شد.با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون،قدرت هریک از ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی معنای زندگی مورد بررسی قرار گرفت.با توجه به نتایج این پژوهش،ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده توانایی پیش بینی متغیر جستجوی معنا را داشتند و قوی ترین پیش بینی مربوط به بعد گفت وشنود بود( 05/0 >p ).اما حضور معنا توسط ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده قابل پیش بینی نبود.از آنجا که نحوه ی درست ارتباط اعضای یک خانواده نقش مهمی در ایجاد جستجوی معنا در فرزندان دارد،می توان با تقویت آن،معنا در زندگی را افزایش داد. تفاصيل المقالة

  • المقاله

    5 - اثربخشی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر معنای زندگی و تجربه سوگ در نوجوانان سوگوار شیما  شاملی رضا چالمه کاظم خرم دل
    پژوهش های میان رشته ای زنان , العدد 6 , السنة 3 , بهار 1400
    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی راهبردهای شناختی تنظیم هیجان بر معنای زندگی و تجربه سوگ در نوجوانان سوگوار انجام شد. روش پژوهش حاضر، شبه‌آزمایشی و از نوع پیش‌آزمون - پس‌آزمون بود. جامعه آماری را کلیۀ دانش‌آموزان دختر و پسر متوسطه دوم شهرستان کازرون تشکیل می‌دادند که از أکثر
    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی راهبردهای شناختی تنظیم هیجان بر معنای زندگی و تجربه سوگ در نوجوانان سوگوار انجام شد. روش پژوهش حاضر، شبه‌آزمایشی و از نوع پیش‌آزمون - پس‌آزمون بود. جامعه آماری را کلیۀ دانش‌آموزان دختر و پسر متوسطه دوم شهرستان کازرون تشکیل می‌دادند که از بین آن‌ها ۲۰ نفر که تجربه سوگ درجۀ یک داشتند به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی و مساوی در گروه‌های آزمایش و کنترل گمارده شدند. همه آزمودنی‌ها در مرحلۀ پیش‌آزمون و پس‌آزمون، پرسش‌نامه‌های تجربه سوگ و معنای زندگی را تکمیل کردند. آموزش راهبردهای شناختی تنظیم هیجانی بر اساس مدل¬گرا، (۲۰۰۸) در هشت جلسه برای گروه آزمایش اجرا شدند. حاکی از آن بود که آموزش راهبردهای شناختی تنظیم هیجان بر نمرۀ کل تجربۀ سوگ و معنای زندگی و تمام مؤلفه‌های این دو متغیر، به‌جز جستجو برای معنا، اثربخشی معنی‌داری داشت (05/0 < p). باتوجه به یافته‌های پژوهش کنونی، می‌توان استفاده از مداخلۀ تنظیم شناختی هیجان گراس را برای افزایش معنای زندگی و کاهش تجربۀ سوگ نوجوان سوگوار پیشنهاد داد. تفاصيل المقالة