• فهرس المقالات فردوسی

      • حرية الوصول المقاله

        1 - اثرپذیری سعدی از فردوسی بر اساس نظریۀ ترامتنیت
        زينب  نوروزي وحید  علی بیگی سرهالی
        آثار سعدی، از برجسته‌ترین نمونه‌های متون کلاسیک است که نمایندۀ تمام‌عیار فرهنگ و ادبیات فارسی است. وی در این آثار، از متون قبل از خود متأثر بوده است و ارتباطی که میان نوشته¬های قبل از سعدی با آثار او وجود داشته، کاملاً نمایان است. یکی از این آثار، شاهنامۀ فردوسی است. ه أکثر
        آثار سعدی، از برجسته‌ترین نمونه‌های متون کلاسیک است که نمایندۀ تمام‌عیار فرهنگ و ادبیات فارسی است. وی در این آثار، از متون قبل از خود متأثر بوده است و ارتباطی که میان نوشته¬های قبل از سعدی با آثار او وجود داشته، کاملاً نمایان است. یکی از این آثار، شاهنامۀ فردوسی است. هدف از این پژوهش، نشان دادن این ارتباط متنی میان آثار سعدی و شاهنامه فردوسی است که برای به انجام رساندن چنین عملی، از نظریۀ ترامتنیت «ژرار ژنت» که یک نظریۀ¬ کامل در ارتباط بین متون است استفاده کرده¬ایم و پیوندی را که میان نوشته¬های سعدی و فردوسی دیده می‌شود، به طور کامل در تمام جنبه-های آن بررسی کرده¬ایم و به این نتیجه رسیده¬ایم که آثار سعدی، نمونۀ کاملی از یک ترامتنیت محسوب می¬شود که با آوردن شواهد و با روش تحلیلی- توصیفی و شرح و تفسیر ابیات آن، وجود کامل ترامتنیتی را که نسبت به شاهنامه فردوسی در آثارش وجود دارد، به اثبات رسانیده¬ایم. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        2 - گزینش، پذیرش و ویژگی‏های فرستاده (سفیر) در شاهنامۀ فردوسی
        محمد  بیگدلو فریده  وجدانی
        «فرستاده» در مفهوم مطلقِ میانجی در نامور نامۀ حکیم توس، جایگاه ویژه و حضوری چشم¬گیر دارد. مقالۀ حاضر که حاصل بررسی موضوع سفارت در سراسر شاهنامۀ فردوسی است، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی در تبیین مواضع تیره و روشن آن کوشیده‏ است. مواضع تیره یعنی زوایای پنهان و ابعاد أکثر
        «فرستاده» در مفهوم مطلقِ میانجی در نامور نامۀ حکیم توس، جایگاه ویژه و حضوری چشم¬گیر دارد. مقالۀ حاضر که حاصل بررسی موضوع سفارت در سراسر شاهنامۀ فردوسی است، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی در تبیین مواضع تیره و روشن آن کوشیده‏ است. مواضع تیره یعنی زوایای پنهان و ابعاد مغفول‌ماندۀ امر خطیر سفارت را کاویده و یافته‏های نوی را دربارۀ ارکان سه‏گانۀ آن(فرستنده، فرستاده، پذیرنده) به دست داده ‏است. در مواضع روشنِ سفارت یعنی آنچه کم و بیش در متون دیگر نیز به چشم می‏خورد، به برجسته‌سازی نکاتی که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته، پرداخته‏ و نشان داده است که فرستاده همواره انتقال‏دهندۀ صِرف پیام‏ نبوده و از آنجایی که بخش اعظمی از کامیابی فرستنده بستگی به گزینش شخصی شایسته داشته ‏است، در انتخاب فرستاده افزون بر ویژگی‏هایی نظیر خصوصیات اخلاقی و همسویی روحیۀ وی با پیغامی که حامل آن بوده، حتی به زیبایی ظاهری و تناسب اندام او نیز توجه می‏شده است. ‏یافته‏های مقالۀ حاضر همچنین نشان می‏دهد که شأن، میزان و حدود اختیار فرستادگان یکسان نبوده‏ است. به فرستادگانِ کاردان در کنار وظایف معمول، اختیار تام تفویض می‏شده است تا بنا به صلاح¬دید خویش و اقتضای شرایط، اجازۀ اتخاذ تصمیماتِ از پیش تعیین نشده را داشته باشند. فرستادگان نیز بنا بر آداب رایج و تجربیات و شگردهای شخصی، برای برآمدن مقصود، دقایقی را به کار می‏بسته‏اند که در جای خویش شایان توجه است. بررسی تمامی مصادیق پذیرشِ فرستاده در شاهنامۀ فردوسی نشان می‏دهد که هر چند پذیرفتنِ فرستاده آدابی داشته ‏است، پذیرندۀ وی در تمامی موقعیت‏ها خود را ملزم به رعایت آداب و آیین‏های پذیرش نمی‏دانسته، بلکه پایبندی به آدابِ یادشده تابعی از متغیرهایی همچون دوستانه یا خصمانه بودن روابط طرفین، شأن فرستنده، شأن فرستاده، محتوای پیام و... بوده است و پذیرنده، متناسب با آنها شیوه‏هایی را برای مواجهه با فرستاده برمی‏گزیده است که به تفصیل دربارۀ آنها سخن خواهیم گفت. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        3 - تحلیل تطبيقی مفهوم اعتدال در اندرزهای «دينکرد ششم» و «شاهنامه» فردوسی
        زهرا دلپذیر محمد بهنام فر محمد رضا راشد محصل
        یکی از مفاهیم بنیادی در اندیشۀ ایرانی، اصل اعتدال و میانه¬روی در امور زندگی است که در کتاب¬ها و اندرزنامه¬های پهلوی به¬ويژه کتاب ششم دينکرد، مفصل‌ترين اندرزنامه به زبان پهلوی، نمود بارزی دارد. در شاهنامۀ فردوسی نیز که چکیدۀ فرهنگ ایران پیش از اسلام به شمار می¬آید، میانه أکثر
        یکی از مفاهیم بنیادی در اندیشۀ ایرانی، اصل اعتدال و میانه¬روی در امور زندگی است که در کتاب¬ها و اندرزنامه¬های پهلوی به¬ويژه کتاب ششم دينکرد، مفصل‌ترين اندرزنامه به زبان پهلوی، نمود بارزی دارد. در شاهنامۀ فردوسی نیز که چکیدۀ فرهنگ ایران پیش از اسلام به شمار می¬آید، میانه¬گزینی، یکی از اصول اساسی است که در اندرزهای مختلف به آن تأکید شده است. در این مقاله کوشیده¬ایم تا به شیوة تطبیقی و با رویکرد تحلیل محتوا، همسانی¬های این دو کتاب را درباره اعتدال بازنماییم. نتایج تحقیق نشان می¬دهد که مفهوم اعتدال در دینکرد ششم و شاهنامۀ فردوسی به یکدیگر بسیار نزدیک است. در هر دو کتاب، افراط و تفریط از مصادیق شر و بدی هستند و خیر و نیکی که در میانة این دو قرار می‌گیرد، نماد اعتدال است. از سوی دیگر نیکی مساوی با کردار، پندار و گفتار نیک است؛ سه اصل مهم باور زرتشتی که با خرد، ارتباطی مستقیم و تنگاتنگ دارند و انسان را به زندگی خردمندانه¬ای راهنمایی می¬کنند که اصل آن میانه¬روی است. بین اعتدال و عدل و داد نیز پیوند تنگاتنگی وجود دارد که مفهوم اشه در اندیشة مزدایی را تداعی می¬کند. گفتنی است که مفهوم اعتدال در دینکرد ششم با اندرزهای بخش تاریخی شاهنامه، به¬ویژه ابیات مربوط به دوران پادشاهی خسرو انوشیروان، تطابق بیشتری دارد و گاهی اندرزهایی کاملاً یکسان در این زمینه به چشم می¬خورد که بیانگر تأثیر¬گذاری دینکرد ششم بر شاهنامه یا منابع یکسان اندرزی دو کتاب است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        4 - آفاق صلح‌دوستی ایرانیان در داستان فریدون (یکی از ویژگی‌های فکری حماسه‌سرایی فردوسی)
        محمّدرضا  کیوان‌فر پروانه  عادل زاده کامران  پاشایی فخری
        این مقاله در پی آن است تا چگونگی صلح¬اندیشی قهرمانان ایرانی را در داستان فریدون بررسی کند. در این داستان از چند روش صلح‌اندیشانه صحبت شده است. توزیع گستردۀ ثروت بین نیازمندان که به دست فرانک انجام می‌شود، تقسیم جهان به سه قسمت و کثرت‌گرایی در روش حکومت¬داری و دوری از ان أکثر
        این مقاله در پی آن است تا چگونگی صلح¬اندیشی قهرمانان ایرانی را در داستان فریدون بررسی کند. در این داستان از چند روش صلح‌اندیشانه صحبت شده است. توزیع گستردۀ ثروت بین نیازمندان که به دست فرانک انجام می‌شود، تقسیم جهان به سه قسمت و کثرت‌گرایی در روش حکومت¬داری و دوری از انفراد در تقسیم جهان که کار فریدون است و گفت¬وگومحوری در حل منازعات در میان قهرمانان و تکیه برکشف راه¬حل صلح و رد مطلق خشونت و دوری از استفاده از قدرت نظامی برای حل اختلافات و عدم تعلق به دنیا و دوری از سماجت و جدال برای ماندن در حاکمیت و قدرت، که ویژگی ایرج در مواجهه با برادران است و توجه ویژه به داد و دادگری و دوری از ستم‌ و ستمگری در کردار و گفتار فریدون. آنچه فریدون از آن بهره برده است و نیز کنش، گفتار و اندیشۀ قهرمانان ایرانی در داستان فریدون، با دیدگاه¬های صلح¬دوستی امروزی انطباق دارد. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        5 - مقایسه پادشاهی بوران ساسانی در شاهنامه و منابع تاریخی (در بررسی انتقادی یک بیت چالش برانگیز)
        اکرم جودی نعمتی
        بوران در آستانه فروپاشی ساسانیان به پادشاهی رسیده و در شاهنامه به نیکنامی ستوده شده است؛ با این‏همه، فردوسی در آغاز پادشاهی او می‏گوید: «یکی دختری بود بوران به‏نام/چو زن شاه شد کارها گشت خام». این بیت در تناقض با ابیات بعدی است و القا می‏کند تباهی اوضاع مملکت در آن زمان أکثر
        بوران در آستانه فروپاشی ساسانیان به پادشاهی رسیده و در شاهنامه به نیکنامی ستوده شده است؛ با این‏همه، فردوسی در آغاز پادشاهی او می‏گوید: «یکی دختری بود بوران به‏نام/چو زن شاه شد کارها گشت خام». این بیت در تناقض با ابیات بعدی است و القا می‏کند تباهی اوضاع مملکت در آن زمان، ناشی از پادشاهی این زن بوده است. در پی پاسخ به این سؤال که «از دو سوی تناقض، کدام‌یک حقیقت دارد» و «علت تناقض یادشده چه می‏تواند باشد»، نویسنده مقاله، روایت شاهنامه از کشورداری بوران را به محک منابع تاریخی زده است. داده‏های تحقیق نشان می‏دهد هیچ گزارش منفی دربارۀ بوران وجود ندارد و تمام مورخان، مفصل‏تر از فردوسی، کشورداری وی را به نیکی گزارش کرده‏اند. پس چرا فردوسی چنین سروده است؟ نویسنده، با طرح احتمالاتی، به این نتیجه رسیده است که بیت مزبور نه در ارتباط با چگونگی کشورداری بوران، بلکه ناشی از التزام فردوسی به پیش‏فرض‏هایی بوده که در سایه باورهای دینی روزگار وی شکل گرفته بود. ردیابی پیش‏فرض‏ها ما را به این حدیث منسوب به پیامبر (ص) می‏رساند: «قومی که زمام امور خود را به دست زنی بسپارد، هرگز رستگار نمی‎شود». اسناد حدیث، اعتبار آن را تأیید نمی‏کند و حدیث در منابع متقدم شیعی هم نیامده است؛ اما سایۀ فرهنگی اجتماعی آن در جامعه فردوسی موجب این پیش‏فرض شده است که اگر زن پادشاه شود، مملکت خراب می‏شود. پس شاعر در تناقض میان آن حقایق تاریخی و این پیش‏فرض‏اجتماعی مانده و نتیجه‏اش، تناقض در سرودن داستان بوران شده است؛ هرچند کلیت شاهنامه، نگاه منفی به زنان را تأیید نمی‏کند. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        6 - بررسی جایگاه معاد در شاهنامه فردوسی با نگاه به آیات قرآن کریم
        علی ذات علی محمد رضا  زمان احمدی محمد رضا  قاری
        بحث در خصوص دنیای پس از مرگ از مسایل مهم اعتقادی است.شعرا در اعصار مختلف ادب فارسی از این موضوع غفلت نداشته اند.فردوسی از جمله شعرایی است که در شاهنامه به این موضوع نگاه خاصی داشته است؛ از آنجا که سراینده علاوه بر جنبه های داستان سرایی و...جنبه تنبه و آگاهی بخشی در ارت أکثر
        بحث در خصوص دنیای پس از مرگ از مسایل مهم اعتقادی است.شعرا در اعصار مختلف ادب فارسی از این موضوع غفلت نداشته اند.فردوسی از جمله شعرایی است که در شاهنامه به این موضوع نگاه خاصی داشته است؛ از آنجا که سراینده علاوه بر جنبه های داستان سرایی و...جنبه تنبه و آگاهی بخشی در ارتباط با زندگی و دنیای پس از آنرا به خواننده و مخاطب شعرخود در نظر داشته است،آدمی را از دوستی و دل سپردن به دنیا برحذر می‌دارد و به مسأله‌ی مرگ و حیات اخروی نیز با دیدی حکیمانه نگاه می‌کند.از جمله مباحث قابل توجهی که در شاهنامه مد نظر قرار گرفته و سراینده آن در فراز و فرودها و شادی‌ها و ناکامی‌ها، در جنگها و آشتی‌ها و...به آن پرداخته‌است و این تحقیق به آن پرداخته، ‌بحث مرگ‌آدمی‌و قطعیت جهان پس از مرگ و تطبیق‌آن با آیات قرآن است تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        7 - بررسی جایگاه اجتماعی سیندخت، رودابه، تهمینه و گردآفرید در شاهنامۀ فردوسی
        زهره پارسیان شهناز ولی‌پور هفشجانی
        در این مقاله به زندگی اجتماعی چند تن از زنان نامدار شاهنامه (سیندخت، رودابه، تهمینه و گردافرید) با تکیه بر روایت داستان آنان در شاهنامه نگاهی شده است؛ که نشان می‌دهد این زنان نامدار شاهنامه در کنار مردان بزرگ و پهلوان چه نقش مهم و مؤثری را در صحنه‌های اجتماعی سیاسی و حت أکثر
        در این مقاله به زندگی اجتماعی چند تن از زنان نامدار شاهنامه (سیندخت، رودابه، تهمینه و گردافرید) با تکیه بر روایت داستان آنان در شاهنامه نگاهی شده است؛ که نشان می‌دهد این زنان نامدار شاهنامه در کنار مردان بزرگ و پهلوان چه نقش مهم و مؤثری را در صحنه‌های اجتماعی سیاسی و حتی در صورت لزوم، در میدان جنگ ایفا می‌کنند. تصویر یک زن آرمانی در شاهنامه، زنی در کنج خانه و یا دلبری زیبا و همسری که صرفاً به ایفای نقش تولید نسل بپردازد، نیست؛ زنان نامدار شاهنامه، انسان‌های دانا و زیرکی هستند که در تدبیر و راه‌گشایی و حل چالش‌های سیاسی و اجتماعی توانمندی‌های خود را به نمایش می‌گذارند؛ حتی گاه در این زمینه از مردان نیز پیشی می‌گیرند و با درایت خاص خود نابخردی‌ها و بی‌تدبیری‌های مردان را جبران می‌کنند. این زنان همان قدر که در ابراز عشق و دلدادگی واقعی خویش، صادق و آزادوار عمل می‌کنند؛ برای پاسداشت مرز و بوم خود، با درک صحیح و خردمندانه شرایط، از متوسل شدن به سیاست، زد و بند و حتی فریب و نیرنگ هم ابا نمی‌کنند. در نهایت می‌توان گفت هر یک از این زنان دارای ویژگی‌های شاخصی است که مجموع این ویژگی‌ها در کنار هم تصویری از زن کامل در شاهنامه ارائه می‌دهد. سیندخت نماد تدبیر و خرد در اداره امور، گردآفرید اسوۀ شهامت و سیاست، رودابه نشانگر شور زندگی و آزادگی و صداقت است و تهمینه نیز، عشق و فرزند پروری را به نمایش می گذارد. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        8 - آیینۀ عشق در شاهنامۀ فردوسی و شاهنامۀ کردی
        مصطفی  رادمرد میر جلال الدین کزازی
        از آنجا که عشق یکی از موضوعات داستانی است، تجلی آن در داستان¬های حماسی از دیدگاه انواع ادبی، آمیزه ای از نوع حماسی و غنایی است. الماسخان کندوله ای در سرایش شاهنامۀ کردی، متاثّر از فرهنگ بومی، پاره ای از مفاهیم غنایی از قبیل عشق، کیفیت، حالات و انگیزه های آن را متناسب با أکثر
        از آنجا که عشق یکی از موضوعات داستانی است، تجلی آن در داستان¬های حماسی از دیدگاه انواع ادبی، آمیزه ای از نوع حماسی و غنایی است. الماسخان کندوله ای در سرایش شاهنامۀ کردی، متاثّر از فرهنگ بومی، پاره ای از مفاهیم غنایی از قبیل عشق، کیفیت، حالات و انگیزه های آن را متناسب با روحیات شخصی و شرایط فرهنگی مردم منطقۀ خود سروده است. در این جستار که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، چگونگی عشق، انگیزه، کیفیت و زبان بیان آن به صورت تطبیقی در پنج داستان مشترک شاهنامۀ فردوسی و شاهنامۀ کردی الماسخان کندوله ای به ویژه سه داستان (بیژن و منیژه، رستم و سهراب، سیاوش) با هدف مشخص کردن بسامد نمونه های عاشقانه، انگیزۀ عشق، حالات عشق و دلدادگی و زبان بیان معاشقه ها مورد بررسی قرارگرفته است. از مهم ترین یافته های این پژوهش آن است که بسامد نمونه های غنایی در شاهنامۀ کردی بیشتر و زبان بیان الماسخان کندوله ای در بیان حالات و کیفیت عشق صریح تر و بی پرواتر از زبان فردوسی است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        9 - مقایسۀ مفاهیم و شیوه‌های آموزش در شاهنامه فردوسی بر پایۀ آموزه‌های زال و بزرگمهر
        نیلوفرسادات عبدالهی
        شاهنامۀ فردوسی از جمله متون شاخص ادبیات فارسی است که در قالب داستان‌ها، مفاهیم آموزشی و اخلاقی را هم بیان می‌کند. از این روی برخی بخش‌های شاهنامه همچون متون ادب تعلیمی کاربرد آموزشی دارد. یکی از این بخش‌ها مجالس بزرگمهر در دورۀ پادشاهی نوشین‌روان است. مجلس‌گویی یکی از ش أکثر
        شاهنامۀ فردوسی از جمله متون شاخص ادبیات فارسی است که در قالب داستان‌ها، مفاهیم آموزشی و اخلاقی را هم بیان می‌کند. از این روی برخی بخش‌های شاهنامه همچون متون ادب تعلیمی کاربرد آموزشی دارد. یکی از این بخش‌ها مجالس بزرگمهر در دورۀ پادشاهی نوشین‌روان است. مجلس‌گویی یکی از شیوه‌های پند و اندرز است که عموماً در دربار شاهان مورد استفاده بوده و در رأس آن فردی دانا حضور داشته که با نصایح خود حاضران را بهره‌مند می‌ساخته و این پندها برای بهره‌مندی دیگران ثبت می‌شده است. اندرزهای بزرگمهر با موضوع اخلاق فردی و اجتماعی، به صورت مدون و با استفاده از شگردهای سخنوری (که سخنش را تأثیرگذارتر می‌کند)، بیان می‌شود. در این مقاله محتوای مجالس بزرگمهر را با نگاهی توصیفی، تقسیم‌بندی و تحلیل کرده‌ایم. همچنین به بیان جایگاه آموزشی اخلاق آموزشی و آموزش اخلاق در شاهنامه پرداخته‌ایم. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        10 - پدیدارشناسی آموزشهای سازمانی: تجربه زیسته کارکنان دانشگاه فردوسی مشهد
        سمیه  ابراهیمی کوشک مهدی رقیه فاضل محمدرضا آهنچیان
        هدف از این پژوهش، فهم تجربه¬های زیسته کارکنان دانشگاه فردوسی مشهد از آموزش¬های سازمانی است که با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. ابزار جمع¬آوری اطلاعات، مصاحبه عمیق است که مشارکت‌کنندگان در مصاحبه، به صورت هدفمند انتخاب شدند. حجم نمونه با توجه به اشباع نظری أکثر
        هدف از این پژوهش، فهم تجربه¬های زیسته کارکنان دانشگاه فردوسی مشهد از آموزش¬های سازمانی است که با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. ابزار جمع¬آوری اطلاعات، مصاحبه عمیق است که مشارکت‌کنندگان در مصاحبه، به صورت هدفمند انتخاب شدند. حجم نمونه با توجه به اشباع نظری تعیین شد که تعداد نهایی شرکت‌کنندگان در مصاحبه 9 نفر از کارکنان غیر هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد بودند. یافته¬های پژوهش نشان می¬دهد که کارکنان، آموزش را به عنوان حقی انسانی و پدیده¬ای در هم تنیده با دیگر جوانب مدیریت منابع انسانی تجربه کرده¬اند. تجربه آموزش¬های غیرحرفه¬ای و ناظر به نیازهای فردی آنان نیز، نشان می¬دهد که آموزش¬ها در سازمان، لزوماً به آموزش¬های حرفه¬ای محدود نمی¬شود و آموزش¬های ناظر به نیازهای فردی و عمومی آنها موجب رضایت بیشتر آنان خواهد شد. در نهایت در این پژوهش، مدلی اکتشافی از آموزش سازمانی در دانشگاه فردوسی مشهد به دست آمد. تفاصيل المقالة