• فهرس المقالات استعاره

      • حرية الوصول المقاله

        1 - تفاوت کنایه با ضرب‌المثل
        حسن  ذوالفقاري
        کنایه و مثل دو مقوله زبانی ـ ادبی مجزا و متفاوت و با تعاریف و کارکردهای جداگانه هستند، امّا همواره بسیاری از کنایه¬ها در کتاب¬های مربوط به ضرب‌المثل و ذیل امثال فارسی درج و ثبت شده¬اند و پژوهندگان، مثل نگاران و فرهنگ ¬¬نگاران، جز معدودی، در آثار خود این دو را در هم آمیخ أکثر
        کنایه و مثل دو مقوله زبانی ـ ادبی مجزا و متفاوت و با تعاریف و کارکردهای جداگانه هستند، امّا همواره بسیاری از کنایه¬ها در کتاب¬های مربوط به ضرب‌المثل و ذیل امثال فارسی درج و ثبت شده¬اند و پژوهندگان، مثل نگاران و فرهنگ ¬¬نگاران، جز معدودی، در آثار خود این دو را در هم آمیخته و به تفاوت‌های این دو، هیچ اشاره¬ای نکرده¬اند. این مقاله می¬¬کوشد به استناد منابع موجود، به¬رغم دشواری تفکیک این دو، با ملاک¬های مشخص و عملی تفاوت‌های کنایه و مثل را نشان دهد. ابتدا پس از طرح و بحث موضوع و ذکر پیشینه¬ تحقیق، دو حوزه¬ کنایه و مثل را تعریف و ویژگی¬ها و انواع هر یک را تبیین می¬کنیم تا کار مقایسه شباهت¬ و اختلاف¬های این دو به آسانی صورت پذیرد، سپس تفاوت¬ها و شباهت¬های کنایه و مثل را مشروح و با ذکر مثال¬های کافی در چندین حوزه چون ایجاز، تشبیه، استعاره، اندرزگونگی، آهنگ، جنبه تجربی، دلیل¬آوری، مورد و مضرب، محور جانشینی و دو وجهی بودن بررسی می¬کنیم. در پایان نمونه¬هایی از کنایات نزدیک به مثل و امثال کنایه مانند را با ملاک¬های عرضه شده، از هم تمایز می‌دهیم. تاکنون جز اشاراتی پراکنده، به طور مستقل، به موضوع این مقاله پرداخته نشده و این مقاله می¬تواند در حوزه¬های مثل¬شناسی و مثل¬نگاری در ادبیات عامه و بلاغت و بیان در ادبیات رسمی کاربرد پیدا کند. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        2 - بررسی، تحلیل و نقد استعاره مکنیه در آثار بلاغی
        احمد  رضايي‌جمكراني
        ازجمله مسائل درخصوص استعاره که همواره محل مناقشه بوده، استعاره مکنیه است. در آثار اولیه بلاغی از این ساختار خبری نیست؛ در مرحله بعد، محققی چون جرجانی به بحث درباره این موضوع می‌پردازد، ولی نامی بر آن نمی‌نهد. هم‌زمان با وضع این اصطلاح، نزاع بر سر درستی آن نیز آغاز شد، ع أکثر
        ازجمله مسائل درخصوص استعاره که همواره محل مناقشه بوده، استعاره مکنیه است. در آثار اولیه بلاغی از این ساختار خبری نیست؛ در مرحله بعد، محققی چون جرجانی به بحث درباره این موضوع می‌پردازد، ولی نامی بر آن نمی‌نهد. هم‌زمان با وضع این اصطلاح، نزاع بر سر درستی آن نیز آغاز شد، عده‌ای استعاره بودن آن را نپذیرفتند، برخی آن را در زمره تشبیه مضمر دانستند، و گروهی هم فقط نظر دیگران را تکرار کردند. عده‌ای هم در دوره معاصر تلاش کرده‌اند با طرح مسئله تشخیص، اختلافات موجود را حل کنند، ولی در نهایت اذعان می‌نمایند اصطلاح استعاره مکنیه عام‌تر از تشخیص است و شمول بیشتری دارد. در مقاله حاضر ضمن بررسی، تحلیل و نقد این اصطلاح در آثار بلاغی، به ترتیب تاریخی، نشان داده‌ایم پژوهشگران بلاغی بیش از توجه به تعریف استعاره و تمرکز بر چگونگی استعاره مکنیه از نظر اصطلاح‌شناختی یا ترمینولوژیک، آن را از نظر لغوی مدنظر داشته‌اند؛ در حالی که بر مبنای تعریف سکاکی و برخی دیگر از بلاغیون، «استعارگی» این ساختار پذیرفتنی است؛ هرچند نمی‌توانیم قیدهایی مانند «تخییلیه» را بپذیریم. همچنین می‌توان از تشخیص، استعاره تبعیه و جاندارانگاری به‌عنوان شاخه‌های این استعاره یاد کرد، نه جایگزین‌های آن. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        3 - بررسی نقش استعاره‌های مفهومی در تحول سبک‌های ادبی (با تکیه بر استعاره‌های حوزة بدن در اشعار فرخی سیستانی، انوری و حافظ)
        محمد  طاهری معصومه  ارچندانی
        استعارة مفهومی، شگرد ذهن برای مفهوم‌سازی امور انتزاعی است. ذهن به کمک این سازة بنیادین می‌کوشد برخی از امور ناملموس را برای خود ملموس سازد و با آن بیندیشد. از این‌رو انتظار می‌رود که با تغییر آن، شاهد تغییر در کلان‌سیستم‌های وابسته به اندیشه نیز باشیم. از جمله این کلان‌ أکثر
        استعارة مفهومی، شگرد ذهن برای مفهوم‌سازی امور انتزاعی است. ذهن به کمک این سازة بنیادین می‌کوشد برخی از امور ناملموس را برای خود ملموس سازد و با آن بیندیشد. از این‌رو انتظار می‌رود که با تغییر آن، شاهد تغییر در کلان‌سیستم‌های وابسته به اندیشه نیز باشیم. از جمله این کلان‌سیستم‌ها، سبک‌های ادبی‌اند که عوامل زیادی در تغییر آنها دخالت دارد. این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی می‌کوشد به این سؤال پاسخ دهد که تغییر استعاره‌های مفهومی در زمان، چه تأثیری در تغییر سبک‌های ادبی دارد و برای پاسخ به آن، استعاره‌های مفهومی حوزة بدن را که شامل واژه‌های «دست، چشم، دل و سر» است، در منتخبی از اشعار فرخی سیستانی، انوری و حافظ ردیابی می‌کند و با تحلیل اطلاعات به‌دست‌آمده، به کمک نظریه¬های سبک‌شناسی شناختی و سبک‌شناسی درزمانی، نتیجه می‌گیرد که استعاره‌های مفهومی در طول زمان دچار تغییراتی معنی‌دار شده‌اند که همسو با تحولات سبک‌‌های ادبی و از متغیرهای اثرگذار بر تحول سبک‌ها بوده ‌است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        4 - بررسی و تحلیل چگونگی توصیف «بوها» در متون نوشتاری زبان فارسی
        اعظم استاجی
        مقاله حاضر به چگونگی توصیف بوها درداده های منتخب از متون ادبی زبان فارسی ‌‌می‌پردازد. به این منظور نمونه‌‌های کاربرد واژه «بو» و وابسته‌‌های آن از دو پیکره نوشتاری (شامل متون خبری و داستانی) با حدود نه میلیون واژه استخراج شدند و بر اساس ویژگی‌های ساختاری و معنایی دسته‌ب أکثر
        مقاله حاضر به چگونگی توصیف بوها درداده های منتخب از متون ادبی زبان فارسی ‌‌می‌پردازد. به این منظور نمونه‌‌های کاربرد واژه «بو» و وابسته‌‌های آن از دو پیکره نوشتاری (شامل متون خبری و داستانی) با حدود نه میلیون واژه استخراج شدند و بر اساس ویژگی‌های ساختاری و معنایی دسته‌بندی و توصیف شدند. بررسی داده‌‌ها نشان می¬دهد بوها در زبان فارسی بیشتر با ساختهای اضافی توصیف ‌‌می‌شوند تا ساختهای وصفی (82% در مقابل 18%). در مورد شیوه توصیف بوها نیز مشخص شد فارسی ‌‌زبان‌ها ترجیح ‌‌می‌دهند بوها را با اشاره به منشا ان توصیف کنند تا با استفاده از صفات. علاوه بر اینها مشخص شد در ترکیب‌های اضافی‌ای که بو با یک واژه انتزاعی همراه می¬شود بو کاربردی استعاری می¬یابد و مجازاً به معنی«اثر و نشانه» به کار ‌‌می‌رود. در مورد ویژگی‌های صفاتی که برای توصیف بوها به کار گرفته می¬شوند نیز روشن شد که از یک‌سو صفات محدودی برای توصیف بوها وجود دارند و از دیگر سو این صفات را ‌‌می‌تواناز نظر معنایی به سه دسته صفات مطبوع، صفات نامطبوع و صفاتی که بر خاص بودن بو تأکید ‌‌می‌کنند دسته¬بندی کرد. علاوه بر اینها مقایسه دو دسته داده نشان داد که در داده‌‌های مستخرج از متون خبری، نسبت کاربرد استعاری بو و در داده‌‌های مستخرج از متون داستانی، نسبت توصیف بو با منشا آن بیشتر است که با توجه به تنوّع ماهیت متونی جامعه آماری پژوهش، قابل توضیح است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        5 - اپونیم «نام‌بخش»، گونه‌ای بلاغی در زبان فارسی
        حسین قربانپور آرانی المیرا تسلیمی
        اپونیم اسم‌ و صفتی است که به یک مفهوم تبدیل شده و در واقع مفهوم با مصداق یکی شده است و اینک در مفهومی به‌کار می‌‌رود که ناخودآگاه جمعی آن را پذیرفته است. اپونیم برخلاف استعاره، در زبان ادبی به‌کار نمی‌رود؛ بلکه بیشتر در زبان عامیانه کاربرد دارد و برخلاف استعاره که قرینه أکثر
        اپونیم اسم‌ و صفتی است که به یک مفهوم تبدیل شده و در واقع مفهوم با مصداق یکی شده است و اینک در مفهومی به‌کار می‌‌رود که ناخودآگاه جمعی آن را پذیرفته است. اپونیم برخلاف استعاره، در زبان ادبی به‌کار نمی‌رود؛ بلکه بیشتر در زبان عامیانه کاربرد دارد و برخلاف استعاره که قرینه‌ای برای فهم آن لازم است، اپونیم ریشه در ناخودآگاه جمعی قوم یا فرهنگی خاص دارد. در واقع اپونیم‌ها، استعاره‌های کلیشه‌شده‌ای‌ هستند که فهم آنها منوط به همسانی فرهنگی است. اینگونه واژه‌ها در زبان، کاربرد فراوان دارد؛ اما در زبان فارسی تا کنون تحقیقی در باب این ژانر یا صنعت ادبی انجام نشده و حتی به‌عنوان یک آرایۀ ادبی نیز مطرح نشده است. این تحقیق به دنبال آن است که این نوع کاربرد را به‌عنوان یک ژانر، معرفی و نیز اینگونه اسم‌ها را بر اساس قلمرو معنایی و نوع کاربرد آنها تقسیم‌بندی کند. روش این پژوهش کیفی بوده است و داده‌های آن بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی و با بهره‌گیری از ابزار مطالعات کتابخانه‌ای به دست آمده است. نتیجۀ این تقسیم‌بندی قرار دادن اپونیم‌ها در هشت گروه مختلف است: مذهبی و غیرمذهبی، حیوان و انسان، مثبت و منفی، سیاست و مکان. از طرفی دیگر در شش دستۀ: نام اشخاص، جانوران، مکان، لوازمی مربوط به بزرگان مذهبی و اسطوره‌ای، در معنای صفت و دنیای مجازی قرار داده شده‌اند. پربسامدترین اپونیم‌ها در زبان فارسی اسم‌هایی خاص هستند که به صفت تبدیل شده‌اند؛ مانند: ابلیس و دجال. بعضی از اپونیم‌ها نام‌ حیواناتی است که به صفت تبدیل شده‌اند؛ مثل: لاشخور و کفتار. برخی از نام‌های مکان نیز به صفت تبدیل شده‌اند؛ همچون: صحرای کربلا و قیامت. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        6 - تحلیل استعاره‌های طرد زنان از عرصه سیاست در اندرزنامه‌های سده میانه
        فاطمه ذوالفقاریان سید حسین  اطهری
        عرصه سیاست از دیرباز عرصه¬ای مردانه تعریف شده است و زنان، جایگاه مشخص و برجسته¬ای در این حوزه نداشته¬اند. حتی در فلسفه غرب که نمودی از عقل‌گرایی و اندیشیدن شناخته می‌شود، زنان به عنوان جنس دوم شناخته شده، با فرض اینکه عقل خصلتی مردانه دارد، نادیده گرفته می¬شوند. در این أکثر
        عرصه سیاست از دیرباز عرصه¬ای مردانه تعریف شده است و زنان، جایگاه مشخص و برجسته¬ای در این حوزه نداشته¬اند. حتی در فلسفه غرب که نمودی از عقل‌گرایی و اندیشیدن شناخته می‌شود، زنان به عنوان جنس دوم شناخته شده، با فرض اینکه عقل خصلتی مردانه دارد، نادیده گرفته می¬شوند. در این مقاله با توجه به‌اینکه بررسی منزلت و جایگاه زنان در متون اندرزنامه¬ها در ادوار مختلف، یکی از راه¬هایی است که می¬تواند روشن¬کننده وضعیت و موقعیت زنان در دوره‌های تاریخی باشد، به تحلیل طرد یا قبول آنها از سوی دستگاه معرفتی پرداخته می¬شود. آنچه در اندرزنامه‌ها به عنوان متون برجسته سیاسی در سده میانه به چشم می‌خورد، نمایشی از موجودی به نام زن است که هیچ¬جا حضور نداشته و به دلیل عدم حضور، قلم در دست مردان بوده است و سیمای او را به هر گونه¬ای که پسند ایشان بوده، ترسیم کرده¬اند. پرسشی که‌این نوشتار به دنبال پاسخ آن است این است که چه استعاره‌هایی در اندرزنامه‌ها و متون تاریخی سده‌های میانه وجود دارد که طرد و به حاشیه راندن زنان را تقویت کرده است؟ این مقاله با چارچوب تئوریک تحلیل استعاری و طبقه¬بندی استعاره‌ها در سه عنوان استعاره آفرینش، استعاره حکومت¬داری و استعاره فلسفی عقل مذکر به بررسی گزاره‌های متون سیاسی و ادب حکمرانی پرداخته است. این نوشتار مبتنی بر فرضیه‌ای است که در آن زنان سال¬ها مطرود و محصور در زندگی خصوصی بودند و استعاره‌هایی از این¬دست در حذف زنان از عرصه سیاسی، نقش ویژه و مؤثری داشته است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        7 - دی.ان.ای شرکت های دانش بنیان
        حسين رحمان سرشت محسن ذبيحي جامخانه
        امروزه فضای کسب و کار سازمان ها و شرکت ها بشدت تحت تاثیر اقتصاد دانش بنیان قرار دارد، بطوریکه ظهور شرکت هایی عنوان شرکت های دانش بنیان به امری عادی تبدیل شده است. شرکت هایی که با محوریت دانش و با تکیه بر نوآوری فناورانه و تجاری سازی آن شکل می گیرد و تولید ثروت و کارآفر أکثر
        امروزه فضای کسب و کار سازمان ها و شرکت ها بشدت تحت تاثیر اقتصاد دانش بنیان قرار دارد، بطوریکه ظهور شرکت هایی عنوان شرکت های دانش بنیان به امری عادی تبدیل شده است. شرکت هایی که با محوریت دانش و با تکیه بر نوآوری فناورانه و تجاری سازی آن شکل می گیرد و تولید ثروت و کارآفرینی هدف اصلی آنها است. بدون شک این شرکت ها با توجه به تفاوت با دیگر انواع سازمان ها، مشکلات و نارسایی های سازمانی خاص خود را دارند. استفاده از استعاره ها می تواند به مدیران در شناخت بهتر سازمان ها کمک کند و زوایای پنهان سازمان را برای حل بهتر مشکلات پیش روی آنان نمایان سازد. یکی از استعاره های جدید، دی.ان.ای سازمانی است که فرض آن این است که سازمان ساختاری شبیه به بدن موجود زنده دارد. براین اساس، در این پژوهش دی.ان.ای شرکت های دانش بنیان مطالعه شده است. جامعه آماری، شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران (60 شرکت) است که از این میان، 10 شرکت (شامل 102 نفر) مورد مطالعه قرار گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه استاندار هونالد است. برای تحلیل داده¬ها از روش تحلیل واریانس و آزمون مقایسه های زوجی استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد دی.ان.ای شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران به هیچ یک از چهار نوع دی.ان.ای ای که هونالد معرفی کرده است شباهت ندارد، و هریک از ابعاد مورد مطالعه، در یکی از انواع دی.ان.ای ها قرار می گیرد. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        8 - بررسی نقش صفت در فرایند تولید و درک استعاره در اشعار حافظ بر اساس نظریه استعاره شناختی
        مسعود اسکندری
        صفت به عنوان یکی از مقولات زبان فارسی (و اساساً همه زبان¬ها) در کتب دستور زبان معرفی و گونه¬های آن مشخص شده است؛ اما تعیین نقش آن در گفتار و نوشتار و به ویژه در متون ادبی – به عنوان جزئی از کلام- چندان مورد توجه قرار نگرفته است. در پژوهش حاضر به بررسی نقش صفت در شکل¬گیر أکثر
        صفت به عنوان یکی از مقولات زبان فارسی (و اساساً همه زبان¬ها) در کتب دستور زبان معرفی و گونه¬های آن مشخص شده است؛ اما تعیین نقش آن در گفتار و نوشتار و به ویژه در متون ادبی – به عنوان جزئی از کلام- چندان مورد توجه قرار نگرفته است. در پژوهش حاضر به بررسی نقش صفت در شکل¬گیری و درک استعاره در اشعار حافظ پرداخته شده و در آن از نظریه استعاره¬ شناختی، به عنوان یکی از جدیدترین نظریات در بررسی¬های مربوط به استعاره، بهره گرفته شده است. این نظریه که در ایران تازگی دارد از طرف زبانشناسان مورد استقبال قرار گرفته و هریک در چند و چون آن کنکاش کرده¬اند. از جمله افراشی (1390) به وسیله نظریه نشانداری التزامی در معنی¬شناسی و افزودن نکات چندی آن را تکمیل کرده که در این مقاله از این نکات بهره گرفته شده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و داده¬ها از طریق مطالعات کتابخانه¬ای جمع¬آوری شده است. در پایان این نتیجه بدست آمده است که حافظ از صفت¬ها در جایگاه آنچه که در این تحقیق نشانداری التزامی نامیده شده است بهره برده و به منظور پیشبرد اهداف خویش – که در این پژوهش صرفاً دو هدف بازشناسی شده- یعنی تأکید بر مفهومی خاص از میان تناظرهای موجود بین دو مفهوم و همچنین تفضیل مشبه بر مشبه¬به یا مستعارله بر مستعار بهره برده است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        9 - کلان¬استعارة شناختی آزادی در زبان کُردی با تکیه بر اشعار شیرکو بیکه¬س
        صمد علی آقایی وحید غلامی صادق محمدی
        ازجمله نوین¬ترین رویکردهای نقد آثار ادبی، رویکرد شناختی می¬باشد. استعارة مفهومی یک مفهوم پایه¬ای در این رویکرد محسوب می¬شود که از طریق آن، مفهوم یک حوزه به حوزة دیگر نگاشت می¬شود و مفهوم حوزة دوم از طریق حوزة اول درک می¬شود. کلان¬استعاره¬ها که برای درک آثار ادبی مورد نی أکثر
        ازجمله نوین¬ترین رویکردهای نقد آثار ادبی، رویکرد شناختی می¬باشد. استعارة مفهومی یک مفهوم پایه¬ای در این رویکرد محسوب می¬شود که از طریق آن، مفهوم یک حوزه به حوزة دیگر نگاشت می¬شود و مفهوم حوزة دوم از طریق حوزة اول درک می¬شود. کلان¬استعاره¬ها که برای درک آثار ادبی مورد نیاز هستند و در فهم زبان و اندیشۀ منتقدین کاربرد دارند، از همین ساز و کارهای استعارة مفهومی بهره می¬برند. دراین جستار با تکیه¬بر مفهوم شناختی استعاره، نگارنده قصد دارد کلان¬استعارة آزادی را در اشعار بیکه¬س بررسی کند. داده¬های پژوهشِ حاضر، اشعار موجود در کتاب مجموعه شعر اینک دختری سرزمین من است (2011) می¬باشد که در آن استعاره¬های کلان و مفهومیِ متعدد و مختلفی مشاهده می¬شود. اینکه کلان¬استعارة آزادی چگونه در اشعار بیکه¬س نمود پیدا می¬کند و کدام یک از اشعار بیکه¬س حاوی بیشترین مفاهیم مرتبط با آزادی هستند، سوالات اصلی پژوهش می¬باشند. پژوهش حاضر براساس نظریات لیکاف و جانسون (1980) و کووچش (2010)، و به روش تحلیلی صورت گرفته است. یافته¬های پژوهش نشان می¬دهد که اولاً آزادی، آزادی بیان، آزادی زنان، ظلم¬ستیزی، آزادیخواهی و عدالت¬طلبی مفاهیمی بارز در آثار بیکه¬س می-باشند. همچنین، استعاره¬های خُرد به¬کار رفته در روساخت این آثار داری زیرساختی پایه¬ای به نام آزادی هستند که آنها را سامان می¬بخشد. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        10 - آینده پژوهی جوامع بشری با استعاره ای از منطق¬الطیر عطار
        سيد سپهر قاضي نوري مسعود افشاری
        در این مقاله تلاش شده که با استفاده از استعاره سیمرغ عطار و تطبیق وادی¬های هفت¬گانه موجود در منطق¬الطیر با دوره¬های گذشته حیات بشری، به پیش¬بینی دوره¬های پیش روی بشر پرداخته شود. به عبارت دیگر، با بررسی ویژگی¬های عمده چهار دوره طی شده در زندگی بشر –ایلیاتی، کشاورزی، صنع أکثر
        در این مقاله تلاش شده که با استفاده از استعاره سیمرغ عطار و تطبیق وادی¬های هفت¬گانه موجود در منطق¬الطیر با دوره¬های گذشته حیات بشری، به پیش¬بینی دوره¬های پیش روی بشر پرداخته شود. به عبارت دیگر، با بررسی ویژگی¬های عمده چهار دوره طی شده در زندگی بشر –ایلیاتی، کشاورزی، صنعتی و اطلاعات- با ویژگی¬های چهار وادی اولیه در منطق¬الطیر –طلب، عشق، معرفت و استغنا- به این نتیجه رسیدیم که وجوه تشابه معنی¬داری میان آنها وجود دارد. از بين روشهاي تحقيق، با توجه به ماهيت موضوع و اینکه بیان عطار در منطق¬الطیر یک بیان نمادین به شمار می¬رود؛ تلفیقی از روش تحقيق هرمنوتيك و عقلانیت نقاد برگزيده شد که در آن تلاش می¬شود مراد مولف از نوشتن یک متن درک و انتقادات خبرگان پاسخ داده شود. لذا با استفاده از روش¬های فوق، بر پایه شباهت¬های یافت شده در مراحل پیشین و با استفاده از ویژگی-های سه وادی بعد – شامل توحید، حیرت و فنا- به پیش¬بینی سه عصر احتمالی پیش روی جامعه بشری – شامل همگرایی فناورانه، هوش مصنوعی و ابر انسان - پرداختیم. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        11 - مطالعه تطبیقی استعاره تربیتی سفر در عرفان اسلامی و عرفان اومانیستی
        رضا محمدی چابکی
        پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی استعاره تربیتی سفر در عرفان اسلامی و نقطه مقابل آن، عرفان اومانیستی انجام گرفته است. بدین جهت، به دو متن عرفانی نماینده عرفان اسلامی و نماینده عرفان اومانیستی مراجعه شد. در مورد اول، «منطق‌الطیر» اثر عطار نیشابوری و در مورد دوم، «کوه جادو» أکثر
        پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی استعاره تربیتی سفر در عرفان اسلامی و نقطه مقابل آن، عرفان اومانیستی انجام گرفته است. بدین جهت، به دو متن عرفانی نماینده عرفان اسلامی و نماینده عرفان اومانیستی مراجعه شد. در مورد اول، «منطق‌الطیر» اثر عطار نیشابوری و در مورد دوم، «کوه جادو» اثر توماس مان آلمانی، به عنوان نماینده اصلی دو عرفان مذکور انتخاب شدند. در این راستا، جهت دست یافتن به هدف پژوهش، از روش تفسیری، استنتاجی و تطبیقی بهره گرفته‌ شده و یافته‌های حاصل از آن، در سه گام اصلی شامل تحلیل استعاره تربیتی سفر در منطق‌الطیر و کوه جادو (از منظر هفت نگاشت میان‌حوزه‌ای شامل رهرو یا رهروان سفر، راهبر یا راهبران سفر، مقصد نهایی سفر، مراحل سفر، ره‌توشه، مسیریابی و ملزومات سفر، راهبرد سفر و نیز رهاورد سفر)، استنتاج دلالت¬های تربیتی (اصول و راهبردهای تربیتی) در دو اثر مذکور و تطبیق و مقایسه دو گام قبلی ارائه شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که استعاره تربیتی سفر بر مبنای عرفان اسلامی و عرفان اومانیستی، دو مسیرِ جداگانه برای تربیت تعریف می کند که با وجود اشتراکات فراوان میان این دو مسیر، منتهای متفاوتی برای آنها تصور می‌شود. از جمله اشتراکات میان این دو می‌توان به سلوک مرحله‌ای، آزادی و اختیار متربی و درون‌نگری و از تمایزات میان این دو می‌توان به جایگاه یا خاستگاه شناخت بودن انسان و غایت متفاوت آنها اشاره نمود. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        12 - مطالعه تطبیقی استعاره تربیتی سفر در عرفان اسلامی و عرفان اومانیستی
        رضا محمدی چابکی دکتر فاطمه وجدانی فاطمه سادات بیطرفان
        پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی استعاره تربیتی سفر در عرفان اسلامی و نقطه مقابل آن، عرفان اومانیستی انجام گرفته است. بدین جهت، به دو متن عرفانی نماینده عرفان اسلامی و نماینده عرفان اومانیستی مراجعه شد. در مورد اول، «منطق‌الطیر» اثر عطار نیشابوری و در مورد دوم، «کوه جادو» أکثر
        پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی استعاره تربیتی سفر در عرفان اسلامی و نقطه مقابل آن، عرفان اومانیستی انجام گرفته است. بدین جهت، به دو متن عرفانی نماینده عرفان اسلامی و نماینده عرفان اومانیستی مراجعه شد. در مورد اول، «منطق‌الطیر» اثر عطار نیشابوری و در مورد دوم، «کوه جادو» اثر توماس مان آلمانی، به عنوان نماینده اصلی دو عرفان مذکور انتخاب شدند. در این راستا، جهت دست یافتن به هدف پژوهش، از روش تفسیری، استنتاجی و تطبیقی بهره گرفته‌ شده و یافته‌های حاصل از آن، در سه گام اصلی شامل تحلیل استعاره تربیتی سفر در منطق‌الطیر و کوه جادو (از منظر هفت نگاشت میان‌حوزه‌ای شامل رهرو یا رهروان سفر، راهبر یا راهبران سفر، مقصد نهایی سفر، مراحل سفر، ره‌توشه، مسیریابی و ملزومات سفر، راهبرد سفر و نیز رهاورد سفر)، استنتاج دلالت¬های تربیتی (اصول و راهبردهای تربیتی) در دو اثر مذکور و تطبیق و مقایسه دو گام قبلی ارائه شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که استعاره تربیتی سفر بر مبنای عرفان اسلامی و عرفان اومانیستی، دو مسیرِ جداگانه برای تربیت تعریف می کند که با وجود اشتراکات فراوان میان این دو مسیر، منتهای متفاوتی برای آنها تصور می‌شود. از جمله اشتراکات میان این دو می‌توان به سلوک مرحله‌ای، آزادی و اختیار متربی و درون‌نگری و از تمایزات میان این دو می‌توان به جایگاه یا خاستگاه شناخت بودن انسان و غایت متفاوت آنها اشاره نمود. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        13 - تحلیل فضاهای ذهنی گفتمان شیطان در قرآن
        محمد حسین شیرافکن علی رضا قائمی نیا
        انسان موجودی کمال طلب است و برای رشد خود نیاز به شناسایی موانع مسیرش دارد. از جمله موانع بزرگ بر سر راه انسان برای دوری او از خدا، شیطان است. لذا شناسایی و معرفت به شیطان به عنوان مانعی بزرگ برای رسیدن به هدف معیّن شده برای انسان، ضروری است. در قرآن کریم گفتگو‌های مختلف أکثر
        انسان موجودی کمال طلب است و برای رشد خود نیاز به شناسایی موانع مسیرش دارد. از جمله موانع بزرگ بر سر راه انسان برای دوری او از خدا، شیطان است. لذا شناسایی و معرفت به شیطان به عنوان مانعی بزرگ برای رسیدن به هدف معیّن شده برای انسان، ضروری است. در قرآن کریم گفتگو‌های مختلفی بیان شده است. از جمله گفتگو‌هایی که در قرآن کریم به آن پرداخته شده، کلامی است که شیطان آن را مطرح می‌کند. پرداختن به کلام شیطان در قرآن، کاشف از اهمیت این کلام در نظر خدای متعال است. در این نگاشت با مطالعه آیات مربوط به کلام شیطان و تحلیل آن به واسطه مفهوم سازی‌های شناختی در پی تبیین و شناخت واقعیت کلام شیطان در قرآن و چگونگی مفهوم‌سازی‌های این دسته آیات هستیم. با بررسی کلام شیطان در پنج محور، فضا‌های ذهنی پیرامون برتری شیطان، درخواست مهلت، تسلّط، خیرخواهی و وعدۀ شیطان، حاصل شده و در مقام تحلیل قرار گرفته است. می‌توان بیان داشت که فضای ذهنی شیطانی دقیقاً در مقابل فضای ذهنی الهی قرار داشته و پیروان هر دسته به فضای ذهنی مطابق با ظرفیت و افکار خود گرایش دارند. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        14 - کاربرد نظریه اکوتون نوآوری برای اصلاح ساختار اکوسیستم نوآوری ایران
        نسرین  بیگدلو حمید زارع سید سپهر قاضی نوری
        مفهوم اکوسیستم پس از ورود به حوزه مدیریت، مفاهیم زیادی را ایجاد نموده است، از جمله اکوسیستم نوآوری که یکی از پرکاربردترین آنهاست. این مفاهیم در تعریف و کارکرد به اجماع نرسیده اند و قبل از آنکه استعاره مربوطه شفاف شود، کارکردها، اهداف و وظایف خاصی بدون در نظر گرفتن رابط أکثر
        مفهوم اکوسیستم پس از ورود به حوزه مدیریت، مفاهیم زیادی را ایجاد نموده است، از جمله اکوسیستم نوآوری که یکی از پرکاربردترین آنهاست. این مفاهیم در تعریف و کارکرد به اجماع نرسیده اند و قبل از آنکه استعاره مربوطه شفاف شود، کارکردها، اهداف و وظایف خاصی بدون در نظر گرفتن رابطه آن با بقیه مفاهیم مشابه در نظر گرفته شده است. در این مقاله به طور خاص به مفهوم استعاره ای اکوسیستم نوآوری پرداخته شده که در ایران بسیار مورد توجه است و ساختار موجود آن با اکوسیستم کسب و کار، دانش، کارآفرینی و ... نیز ارتباط دارد. از آنجا که در عمل، انتظارات سیاستگذاران برآورده نشده، لازم است رابطه آن را با بقیه اکوسیستم ها بررسی نموده و در تعریف و بعد ساختار و سیاست های اتخاذی، تغییر رویکرد داد. بر همین اساس در این مقاله پس از بررسی روابط بین اکوسیستم های نوآوری، دانش و کسب و کار، استعاره اکوتون که از ملحقات اصلی اکوسیستم در خاستگاه خود - علوم زیستی- می باشد در علوم غیرزیستی مورد غفلت واقع شده است برای نوآوری پیشنهاد شده است. نوآوری پل ارتباطی بین دانش و کسب و کار بوده و اکوتون نوآوری مرز بین دو اکوسیستم کسب و کار و دانش است. بر همین اساس اصولی را برای سیاستگذاران در جهت بهبود نوآوری در ایران پیشنهاد شده است. تفاصيل المقالة