• فهرس المقالات برابری

      • حرية الوصول المقاله

        1 - توسعه درونی: ظرفیت¬ها و ضرورت¬های مدیریت رشد و بازآرایی فضایی کلانشهر تهران
        اسماعیل علی اکبری
        اراضی درون شهر، عرصه¬های توسعه شهراند و توسعه درونی، فرایند بهینه¬سازی استفاده از اراضی درونی است. برنامه¬ریزی و مدیریت رشد از طریق سیاست توسعه درون¬افزا، در مقایسه با سایر سیاست¬های رشد در بیرون و پیرامون، با چارچوب پایداری سازگارتر و به اهداف پایداری نزدیک¬تر است. ای أکثر
        اراضی درون شهر، عرصه¬های توسعه شهراند و توسعه درونی، فرایند بهینه¬سازی استفاده از اراضی درونی است. برنامه¬ریزی و مدیریت رشد از طریق سیاست توسعه درون¬افزا، در مقایسه با سایر سیاست¬های رشد در بیرون و پیرامون، با چارچوب پایداری سازگارتر و به اهداف پایداری نزدیک¬تر است. این مقاله کوشیده است با روش توصیفی¬ـ¬ تحلیلی و با استفاده از داده¬های اسنادی، ظرفیت¬ها و ضرورت¬های توسعه درونی کلانشهر تهران را مطالعه نماید. یافته¬ها، تهران را شهری ظرفیت¬دار و در نتیجه مستعد برای مدیریت رشد و بازآرایی فضایی از طریق توسعه درون¬افزا می¬داند. بیش از 18 هزار هکتار اراضی با قابلیت توسعه درونی در 30 درصد مساحت شهر و 52 درصد عرصه¬ها و فضاهای خالی بزرگ با اهداف توسعه¬ای و قابلیت دستیابی بالا، به¬علاوه، الگوی توزیع با آهنگ افزایشی از شرق به غرب و شمال به جنوب، نه تنها مدیریت رشد کالبدی، بلکه، بازآرایی فضایی برای تعدیل نابرابری¬ها میان مناطق و پهنه¬های شهر را با توسل به سیاست توسعه درونی و ظرفیت¬های موضعی و موضوعی آن امکان¬پذیر می¬سازد. توسعه مجدد در پهنه¬های شمال، شرق و جنوب، توسعه جدید در پهنه غربی و تجدید حیات در پهنه مرکزی، چارچوب کلی الگوی فضایی راهبرد توسعه درونی بر مبنای “ظرفیت موجود” در تهران است. واضح است، بهره¬گیری از فرصت آمایشی توسعه درونی به¬منظور تعدیل نابرابری¬های فضایی، مستلزم نهاد مدیریت شهری غیررانتی است که به رانت فضایی ناشی از فعالیت¬های ساختمانی در شهر وابستگی چندانی نداشته و یا اساساً به آن بی¬نیاز باشد. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        2 - جغرافیای اقتصادی جدید و تبیین نابرابری ناحیه‌ای در ایران
        حسن افراخته
        ایران استعداد زیادی جهت شکل¬گیری نابرابری ناحیه دارد. بین سطوح توسعه¬‌یافتگی استان¬ها به¬طورکلی و به¬ویژه بین واحدهای مرکزی و مرزی کشور، نابرابری¬های شدیدی وجود داشته و دارد؛ در 15 سال اخیر، شاخص توسعه همه استان¬ها به¬طور نسبی بهبود یافته است، اما استان¬های با بالاتری أکثر
        ایران استعداد زیادی جهت شکل¬گیری نابرابری ناحیه دارد. بین سطوح توسعه¬‌یافتگی استان¬ها به¬طورکلی و به¬ویژه بین واحدهای مرکزی و مرزی کشور، نابرابری¬های شدیدی وجود داشته و دارد؛ در 15 سال اخیر، شاخص توسعه همه استان¬ها به¬طور نسبی بهبود یافته است، اما استان¬های با بالاترین درجه توسعه¬یافتگی و کمترین درجه توسعه¬یافتگی بدون تغییر باقی¬مانده ¬است. هدف اصلی مقاله حاضر، آن است که ضمن بیان نابرابری¬های موجود در سطوح ناحیه¬ای، عوامل ایجاد و تداوم آن را از دید جغرافیای اقتصادی جدید مورد بررسی قرار دهد. ناحیه مورد مطالعه تحقیق، استان¬های کشور به¬عنوان نواحی جغرافیایی است، اما برای نمایش عوامل محلی مؤثر در واگرایی ناحیه¬ای، سیستان و بلوچستان به¬عنوان ناحیه کم توفیق مورد بررسی قرار گرفته است. داده¬های موردنیاز تحقیق از طریق بررسی محلی و برخی منابع جمع¬آوری شده است. ضریب تغییرپذیری جهت درک نابرابری ناحیه¬ای ایران مورد استفاده قرار گرفته است. برای استخراج عوامل محلی مؤثر در توسعه نیافتگی سیستان و بلوچستان، نظرات 50 نفر کارشناسان محلی به روش لیکرت تجزیه و تحلیل شده است. یافته¬های تحقیق نشان می¬دهد که دو عامل در نابرابری ناحیه¬ای کشور مؤثر است. نخست، تبعیت از دیدگاه جغرافیای اقتصادی مرسوم مبتنی بر رویکردهای نئوکلاسیکی و نولیبرالی، و غفلت از نگاه جغرافیای اقتصادی جدید در برنامه¬ریزی ناحیه¬ای؛ و دوم، فقدان نهادهای تولیدگرا که نقش مهمی در نابرابری ناحیه¬ای و تداوم آن در ایران دارد. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        3 - گفت و گو در دنيای مجازی (تأثیر فناوری‌های ارتباطاتی ـ اطلاعاتی بر گفت و گو میان فرهنگ‌ها)
        احمد  گل‌محمدي
        دغدغه‌های فزاینده و پایدار نسبت به حفظ و ارتقای امکان همزیستی مسالمت‌آمیز و عادلانه در سطوح فروملی، ملی و فراملی، اهمیت گفت و گو را به شکل بی‌سابقه‌ای برجسته کرده است. به همین دلیل، عوامل و زمينه‌هاي مؤثر بر گفت و گو موضوع پژوهش‌ها و بحث‌های گوناگون قرار گرفته است. از ج أکثر
        دغدغه‌های فزاینده و پایدار نسبت به حفظ و ارتقای امکان همزیستی مسالمت‌آمیز و عادلانه در سطوح فروملی، ملی و فراملی، اهمیت گفت و گو را به شکل بی‌سابقه‌ای برجسته کرده است. به همین دلیل، عوامل و زمينه‌هاي مؤثر بر گفت و گو موضوع پژوهش‌ها و بحث‌های گوناگون قرار گرفته است. از جمله این دسته عوامل، فناوری‌های ارتباطاتی ـ اطلاعاتی است که عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی را بیش از پیش تحت تأثیر قرار می‌دهد. موضوع بحث این مقاله تأثیر فناوری‌های ارتباطاتی ـ اطلاعاتی بر گفت و گو میان فرهنگ‌ها در حوزه عمومی مجازی است. در این چارچوب، استدلال می‌شود که هر چند ارتقای امکان برقراری ارتباط و داد و ستد اطلاعات امکان گفت و گو را ارتقا می‌دهد، محدود و مخدوش کننده آن هم است. محدودیت مورد نظر اساساً از توزیع نابرابر امکان‌های مرتبط با این گونه فناوری‌ها ناشی می‌شود و وضعيت خاص حوزه عمومی مجازی هم گفت و گو میان فرهنگ‌ها را مخدوش می‌کند. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        4 - تبیین روندهای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم با استفاده از تئوری محرومیت نسبی
        سید مهدی میربد محمد واعظی نژاد
        در تحلیل چرایی شکل‌گیری نتایج انتخابات ریاست¬جمهوری یازدهم به ریشه‌ها و دلایل متعددی اشاره شده و از کیفیت سیاست¬ورزی حجه¬الاسلام حسن روحانی و تیم حامی¬اش در ایام رقابت‌های انتخاباتی تا موج انتخاباتی ایجادشده توسط گروه‌های سیاسی در حمایت از ایشان مورد تأکید قرار گرفته اس أکثر
        در تحلیل چرایی شکل‌گیری نتایج انتخابات ریاست¬جمهوری یازدهم به ریشه‌ها و دلایل متعددی اشاره شده و از کیفیت سیاست¬ورزی حجه¬الاسلام حسن روحانی و تیم حامی¬اش در ایام رقابت‌های انتخاباتی تا موج انتخاباتی ایجادشده توسط گروه‌های سیاسی در حمایت از ایشان مورد تأکید قرار گرفته است. در این مقاله اما تلاش شده بازتاب ریشه‌های روان¬شناختی و احساس محرومیت نسبی شکل‌گرفته در جامعۀ ایرانی در شکل‌گیری موج حمایتی از دکتر روحانی مورد مطالعه قرار گیرد. به طور کلی در چشم¬انداز فردگرایانه و روان¬شناختی، شرایط تغییر وضع موجود را باید در تصورات و احساسات فردی که خود متأثر از تحولات اجتماعی است، جست¬وجو کرد. در این مقاله بر اساس الگوی نظری «تد رابرت گر» و در نظر گرفتن این پیش¬فرض که نارضایی اجتماعی و تلاش برای تغییر وضع موجود، ناشی از میزان و شدت احساس محرومیت نسبی در میان گروه‌های گوناگون هر جامعه است، زمینه‌های ایجاد محرومیت نسبی در جامعه از جمله ادراک و فهم نابرابری در دوران هشت¬ساله دولت‌های نهم و دهم مطالعه شده است. در نهایت این جمع¬بندی به دست آمده که چگونه عوامل گوناگونی همچون گسترش جامعه دانشگاهی و نارضایتی این گروه از عملکرد دولت، شکل‌گیری شکاف طبقاتی ناشی از اختلاف فاحش درآمد سرانه در میان طبقات گوناگون اجتماعی، افزایش تورم، فاصله میان درآمد و هزینه‌ها و بیکاری، بازتاب خود را در محرومیت نسبی جامعه، ایجاد سرخوردگی و در نهایت تلاشی عمومی برای تغییر وضع موجود و رأی دادن به بارزترین نامزد انتخاباتی منادی تغییر وضع موجود نشان داده است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        5 - دورکین و مسائل عدالت بین‌نسلی: درآمدی بر نظریه برابری در منابع بین‌نسلی
        مرتضی  مرتضوی کاخکی محمدحسین  مهدوی عادلی علی‌اکبر  ناجی میدانی محمدحسین  حسین‌زاده بحرینی
        نظریه¬¬های عدالت به هنگام ترسیم مقتضیات عدالت، ناگزیر نگاهشان به آینده است. دغدغه‌های بین نسلی که در پی معضلات زیست‌محیطی و تخلیه منابع طبیعی روزافزون شده است، مسائل جدیدی را طرح کرده که شامل قلمرو، الگو و معیار عدالت بین نسلی است. هر چند «دورکین» مستقلاً از عدالت بین¬ن أکثر
        نظریه¬¬های عدالت به هنگام ترسیم مقتضیات عدالت، ناگزیر نگاهشان به آینده است. دغدغه‌های بین نسلی که در پی معضلات زیست‌محیطی و تخلیه منابع طبیعی روزافزون شده است، مسائل جدیدی را طرح کرده که شامل قلمرو، الگو و معیار عدالت بین نسلی است. هر چند «دورکین» مستقلاً از عدالت بین¬نسلی بحث نکرده، نظریۀ برابری در منابع که تصویری واحد از ارزش‌های جوامع انسانی از جمله عدالت ارائه می‌دهد، این قابلیت را دارد تا به این مسائل پاسخ دهد. اصول استقلال و تعبیرپذیری ارزش‌ها در کنار برداشت خاص از حقوق باعث می‌شود تا بتوان با استفاده از روش واسازی، نظریۀ برابری در منابع بین-نسلی را ارائه نمود. این نظریه، فردمحور با نگاه به‌تمامی نسل‌های آینده است که در آن حفظ کرامت انسانی همگان مدنظر است. این هدف با رعایت دو اصل اهمیت برابر به سرنوشت انسان‌ها در تمام اعصار و نیز احترام یکسان به مسئولیت‌های شخصی‌شان در قبال زندگی‌هایشان محقق می‌شود. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        6 - تلقی متفکران عصر مشروطیت از مفهوم برابری
        محمدعلي  توانا محمد کامکاری سید محمد جواد مصطفوی منتظری
        همزمان با جنبش مشروطیت و تغییر نظام سیاسی از (سلطنت مطلقه به مشروطه)، مباحثه درباره ایدۀ برابری نیز در میان متفکران این عصر رواج یافت. متفکران این عصر (مشروطه‌خواه و مشروعه‌خواه) چه تلقی¬ای از برابری داشتند؟ مقاله حاضر بر اساس چهار مؤلفه معنای هستی¬شناسانه، ابعاد، قلمرو أکثر
        همزمان با جنبش مشروطیت و تغییر نظام سیاسی از (سلطنت مطلقه به مشروطه)، مباحثه درباره ایدۀ برابری نیز در میان متفکران این عصر رواج یافت. متفکران این عصر (مشروطه‌خواه و مشروعه‌خواه) چه تلقی¬ای از برابری داشتند؟ مقاله حاضر بر اساس چهار مؤلفه معنای هستی¬شناسانه، ابعاد، قلمرو و دامنه شمولیت، تلقی متفکران عصر مشروطیت از برابری را بررسی می‌کند. روش مقالۀ حاضر، خوانش متن¬محورانه است. یافته‌های تحقیق بدین قرار است: متفکران دینی مشروطه‌خواه همچون نائینی و محلاتی بر برابری قانونی (و نه طبیعی) ملت از جمله برابری اقلیت‌های دینی و زنان در ابعاد مدنی، اجتماعی، در امور نوعیه (و نه شرعی) تأکید داشتند و برابری سیاسی را خاص عقلای ملت می‌دانستند. متفکران سکولار مشروطه‌خواه همچون آخوندزاده و طالبوف و متفکران مشروطه‌خواه میانه همچون مستشارالدوله و ملکم¬خان همزمان بر برابری طبیعی و قانونی (قراردادی) ملت در ابعاد مدنی، اجتماعی و سیاسی در قلمرو عمومی تأکید داشتند. در مقابل، مشروعه‌خواهان همانند شیخ فضل¬الله نوری، علی¬اکبر تبریزی و نجفی مرندی بر نابرابری طبیعی (به¬ویژه از منظر دینی) باور داشتند و برابری مدنی، اجتماعی- سیاسی اقلیت‌های دینی و زنان را در تضاد با برتری ذاتی دین اسلام می‌دانستند. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        7 - نقش برابری‌خواهی و مهمان‌نوازی بر تداوم سکونت در خانه‌های گمیشان
        حنانه ملک محمدی بیدهندی حسین سلطان زاده مریم  ارمغان
        موضوع این پژوهش بررسی اثر برابری‌خواهی و مهمان‌نوازی بر چگونگی تداوم سکونت و ساختار خانه‌های گمیشان است و در این راستا برای درک بهتر از نحوه شکل‌گیری فضا در خانه‌های ترکمنی، ابتدا می‌بایست به مطالعات ساختار اجتماعی این اقوام پرداخت و سپس این دو عنصر فرهنگی را که نقش بار أکثر
        موضوع این پژوهش بررسی اثر برابری‌خواهی و مهمان‌نوازی بر چگونگی تداوم سکونت و ساختار خانه‌های گمیشان است و در این راستا برای درک بهتر از نحوه شکل‌گیری فضا در خانه‌های ترکمنی، ابتدا می‌بایست به مطالعات ساختار اجتماعی این اقوام پرداخت و سپس این دو عنصر فرهنگی را که نقش بارزی در تداوم سکونت از آلاچیق یا «اوی» تا خانه‌های چوبی دو طبقه یا «تام» داشتند، مورد بازشناسی قرار داد. این پژوهش از این نظر اهمیت دارد که می‌توان چگونگی تقسیم فضاها و فعالیت‌ها را در خانه‌های ترکمنی گمیشان تبیین نمود، موضوعی که پیش‌تر به آن پرداخته نشده است. هدف از انجام پژوهش بررسی نقش دو مولفه فرهنگی بارزتر یعنی برابری‌خواهی و مهمان‌نوازی بر شکل‌گیری فضاها در خانه‌های گمیشان است. پرسش اصلی در این پژوهش این است که برابری‌خواهی و مهمان‌نوازی چه نقشی در معماری خانه‌های گمیشان داشته است؟ مبانی نظری تحقیق متکی بر تاثیر فرهنگ در شکل‌گیری خانه‌های اقوام گوناگون در گذشته بوده است. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و همچنین روش تحقیق تطبیقی استفاده شده است به این صورت که نخست بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدات میدانی، اصول اجتماعی و فرهنگی در اقوام ترکمن بررسی شده و به جمع‌آوری داده‌ها در این زمینه پرداخته شده و دو مولفه اصلی تاثیرگذار در زندگی اجتماعی این اقوام شناسایی گردیده که شامل برابری‌جویی و مهمان‌نوازی است، سپس به بررسی تاثیر این دو مولفه بر معماری ترکمنی پرداخته شده است. در این نوشتار برابری‌خواهی و مهمان‌نوازی متغیر مستقل و چگونگی ساختار خانه‌های گمیشان متغیر وابسته است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که ساختار و تقسیمات فضایی در خانه‌های گمیشان به صورت کاملا برابر است و این امر تحت تاثیر مستقیم از برابری‌جویی است که ریشه در افکار و باورهای آنها دارد. همچنین اساس شکل‌گیری و ایجاد این خانه‌ها برای اسکان مهمان در نظر گرفته شده، که این امر نیز تحت تاثیر مستقیمِ مهمان‌نوازیشان بوده است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        8 - اخلاق و دادرسی عادلانه در پرتو قابلیت پیش بینی بودن قواعد دادرسی
        جلیل قنواتی اسلام مندنی
        رابطه بین اخلاق و حقوق امری مسلم و مورد تأیید و تأکید فلاسفه و اندیشمندان اخلاقی و حقوقدانان است. از جمله مباحثی که به طور خاص می توان رابطه این دو را مورد کنکاش و بررسی قرار داد، اخلاق در فرایند دادرسی است.هرگاه بتوان معیارهایی عینی برای سنجش رعایت عدالت در یک دادرسی أکثر
        رابطه بین اخلاق و حقوق امری مسلم و مورد تأیید و تأکید فلاسفه و اندیشمندان اخلاقی و حقوقدانان است. از جمله مباحثی که به طور خاص می توان رابطه این دو را مورد کنکاش و بررسی قرار داد، اخلاق در فرایند دادرسی است.هرگاه بتوان معیارهایی عینی برای سنجش رعایت عدالت در یک دادرسی ارائه نمود، می‌توان راجع به اجرای عدالت در مرحله رسیدگی اظهار‌نظر دقیق‌تری کرد. در نتیجه باید استانداردهای دادرسی عادلانه تعریف و از آن‌ها در سنجش عادلانه بودن استانداردها استفاده شود. اصل قابل پیش بیني از اصول دادرسي منصفانه مدني محسوب مي‌شود و منظور پیش بیني ادعاها، ادله و استدلالات طرف دعوا و همچنین مواعد، فرصت ها، چالش ها و محدوديت ها در ارايه دلايل و موضوعات خود و امکان پیش بیني عملکرد دادرس حقوقي در ارزيابي و به چالش كشیدن ادله طرفین و موضوعات رسیدگي حقوقي است. با دقت در مقررات قانون آيین دادرسي مدني ايران و ساير مقررات و مباحث قضايي فقه امامیه در رابطه با نقش قاضي و ادله اثبات دعوا مي توان اصل قابل پیش بیني بودن را در مقررات دادرسي مدني ايران به عنوان اصل دادرسي منصفانه مدني به رسمیت شناخت. موضوعی که اساساً می تواند امری اخلاقی محسوب شده و ازمنظر اخلاقی نیز آن را تحلیل نمود. ارتباط اصل قابل پیش بیني با اصل تناظر، اصل تسلیط طرفین بردعواي مدني، اصل منع تحصیل دلیل، اصل منع تلقین دلیل و اصل منع اطاله نارواي دادرسي مدني، اصل رعايت حق استماع طرف دعواي مدني در تعرض و تزاحم قرار مي‌گیرد. در اين محور بايستي محدوده دقیق و كم و كیف اجراي اين اصل در پرتو ساير اصول دادرسي منضفانه مدني به دقت و موشکافي تشريح وبررسي شود. ضمانت اجراي نقض اصل قابل پیش بیني بودن در آيین دادرسي مدني بي‌اعتباري تصمیمات قضايي و امکان نقض پژوهشي يا فرجامي آراي ناقض اين اصل دادرسي منصفانه مدني مي باشد.ضمن اینکه از منظر اخلاقی نیز می‌توان این موضوع را بازشناسی کرد و صرفنظر از قواعد حقوقی ، اصول اخلاقی را نیز موءثر درتحلیل های حقوقی صرف در نظر گرفت روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        9 - اصل برابري و عدم تبعيض در برخورداري از تامين اجتماعي در حكومت اسلامي
        رامين  موحدي سید حسین  ملکوتی هشتجین ابوالفضل  رنجبری
        تامین اجتماعی از مهم ترین ساز و کارهای تحقق عدالت اجتماعی محسوب می شود، نظام حقوقی ایران به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش شعارهای عدالت و برابری، و رفع هرگونه تبعیض و نابرابری ، دست کم در سیاستها و برنامه ها به دنبال تحقق عدالت اجتماعی از طریق ساز وکار تأمین أکثر
        تامین اجتماعی از مهم ترین ساز و کارهای تحقق عدالت اجتماعی محسوب می شود، نظام حقوقی ایران به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش شعارهای عدالت و برابری، و رفع هرگونه تبعیض و نابرابری ، دست کم در سیاستها و برنامه ها به دنبال تحقق عدالت اجتماعی از طریق ساز وکار تأمین اجتماعی در اصول متعدد قانون اساسی و قوانین عادی بوده و هست. با نگاهي به حكومت صدر اسلام (دولت پيامبر (ص) و اميرالمومنين (ع)) مبرهن می‌شود که این این حكومت ها مبتني بر برقراري اصل برابري و عدم تبعيض در رفاه بين مسلمين بوده است. دولت اسلامي ايران، نيز كه قانون اساسي آن با تأسي از قوانين و اصول اسلامي تنظيم گرديده ، تلاش نموده تا قواعد حاكم بر تامين اجتماعي را نيز بر مبناي اصولي همچون اصل برابري و پرهيز از هرگونه تبعيض وضع نمايد و قانونگذار دولت اسلامي را ملزم به دخالت در اجرا و نظارت بر آن نموده است. بنابراين قوانين تامين اجتماعي در ايران هر چند آنگونه كه در اهداف اوليه آن وضع گرديده،به جهت كمبود منابع و افزايش جمعيت تحت پوشش، نتوانسته منطبق با اصول حكومت اسلامي حركت نمايد، اما تلاش هاي صورت گرفته بيانگر اراده حكومت اسلامي در طي مسير برقراري عدالت و مساوات در اين حوزه مي باشد. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        10 - نگاه به علم و فناوری از منظر توسعه: بررسی رابطه نوآوری و نابرابری
        پریسا ریاحی محمد امین قانعی راد
        مفهوم توسعه در نزد سیاستگذاران بر خط¬مشی¬های انتخابی آنها تأثیر می¬گذارد. این در حالی است که توسعه، مفهومی هنجاری و ارزشی است و بر همین اساس، رویکردهای متفاوتی به آن وجود دارد. در رویکردهایی که در پی "بهبود اقتصاد ملی" هستند، علم کلید ثروت¬-اندوزی است. لذا سیاستگذار در أکثر
        مفهوم توسعه در نزد سیاستگذاران بر خط¬مشی¬های انتخابی آنها تأثیر می¬گذارد. این در حالی است که توسعه، مفهومی هنجاری و ارزشی است و بر همین اساس، رویکردهای متفاوتی به آن وجود دارد. در رویکردهایی که در پی "بهبود اقتصاد ملی" هستند، علم کلید ثروت¬-اندوزی است. لذا سیاستگذار در سرمایه انسانی و اجتماعی به عنوان دارایی¬های با ارزش، سرمایه¬گذاری می¬کند. از آنجا که بنگاه¬های اقتصادی رشد و ثروت را ایجاد می کنند، سیاستگذاران موظفند شرایط عمل را برای بنگاه ها فراهم کنند. ادبیات این حوزه اشاره به وجود رابطه مثبت بین نوآوری و نابرابری دارد. با افزایش نوآوری، نابرابری افزایش می¬یابد، لیکن ثروت حاصل از آن را بعداً می¬توان برای کاهش نابرابری استفاده کرد. در مقابل، "رویکرد توسعه انسانی" از بهبود کیفیت زندگی انسانها صحبت کرده و از نوآوری به خاطر فقرا، با فقرا و توسط فقرا سخن می¬گوید. برخی نیز اهمیت آزادی را در توسعه مطرح کرده و "رویکرد قابلیت" را در پیش می¬گیرند. این رویکرد در مورد بهبود فرصت¬ها و شکوفایی استعدادهای انسانی، رفع نابرابری و دستیابی به عدالت سخن می¬گوید. انسان به شرط توانمندی و آزادی است که می¬تواند خلاق باشد. این نوشتار با توجه به پارادوکس موجود در رویکردهای چندگانه توسعه در خصوص رابطه نوآوری و نابرابری، به بررسی این ارتباط پرداخته و رابطه منفی بین نوآوری و نابرابری را نشان داده است. از آنجا که پایین بودن قابلیت¬های انسانی و اجتماعی، کاهش نوآوری و تشدید نابرابری¬ها در ابعاد مختلف مادی و انسانی را درپی¬خواهد داشت، تأکید این مقاله بر لزوم توجه بیشتر به ارتقاء قابلیت¬های انسانی در سیاستگذاری¬ها است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        11 - واکاوی نقش آموزش به شیوه مجازی در بازتولید نابرابری آموزشی
        سینا ترکاشوند محمد مینایی نژاد وحیده مرادیان محمدیه فاطمه سادات هاشمی
        هدف پژوهش حاضر واکاوی نقش آموزش به شیوه مجازی در بازتولید نابرابری آموزشی می‌باشد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. بدین صورت که ابتدا به تحلیل چالش‌های آموزش به شیوه مجازی در کشور پرداخته شده است، سپس به تحلیل چالش‌ها در بازتولید نابرابری آموزشی پرداخته شده است. از جمله چ أکثر
        هدف پژوهش حاضر واکاوی نقش آموزش به شیوه مجازی در بازتولید نابرابری آموزشی می‌باشد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. بدین صورت که ابتدا به تحلیل چالش‌های آموزش به شیوه مجازی در کشور پرداخته شده است، سپس به تحلیل چالش‌ها در بازتولید نابرابری آموزشی پرداخته شده است. از جمله چالش‌هایی که آموزش به شیوه مجازی به‌وجود آورده است عبارتند از: چالش توزیع منابع و امکانات (فضایی)، چالش اقتصادی، چالش جنسیتی و چالش فرهنگی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر یک از چالش‌های مطرح‌شده در قلمرو آموزش و پرورش رسمی و عمومی به نابرابری آموزشی انجامیده است. بدین صورت که چالش توزیع منابع و امکانات منجر به پایین‌بودن کیفیت آموزش در مناطق محروم در مقایسه با مناطق برخوردار شده است. چالش اقتصادی نیز به دلیل پایین‌بودن سطح درآمد افراد مناطق محروم و گران‌بودن وسایل کمک آموزشی مجازی، فاصله طبقاتی را بین مناطق محروم و برخوردار ایجاد کرده است. چالش جنسیتی نیز به دلیل استفاده نابرابر در بین زنان و مردان، اغلب زنان در بهره‌گیری از آموزش‌های مجازی محدودیت‌هایی دارند. چالش فرهنگی نیز به دلیل اینکه طبقات مسلط نسبت به سایر طبقات سهم بیشتری از سرمایه فرهنگی می‌برند و بیشتر قادرند که این نوع سرمایه را در فرزندانشان به ودیعه بگذارند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که نظام آموزش و پرورش در رویارویی با چالش‌های مطرح شده باید اقدامات و سازوکارهایی را مدنظر قرار دهد، چراکه تا زمانی که چالش‌های پیش‌روی آموزش به شیوه مجازی در نظام آموزش و پرورش رسمی و عمومی برطرف نگردد، نمی‌توان نابرابری‌های آموزشی را برطرف نمود. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        12 - رویکردی بر علل نابرابری توسعه در شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری به تفکیک بخش های اقتصادی و اجتماعی با استفاده از تکنیک تاپسیس
        احمد  حجاریان
        برنامه ریزی منطقه ای با هدف توسعه و کاهش نابرابری منطقه ای، از موضوعات مهم در کشورهای در حال توسعه به حساب می آید. لازمه برنامه ریزی منطقه ای، شناسایی جایگاه مناطق نسبت به یکدیگر از لحاظ توسعه است. هدف از تدوین این مقاله، سطح بندی و تعیین میزان نابرابری موجود میان شهرست أکثر
        برنامه ریزی منطقه ای با هدف توسعه و کاهش نابرابری منطقه ای، از موضوعات مهم در کشورهای در حال توسعه به حساب می آید. لازمه برنامه ریزی منطقه ای، شناسایی جایگاه مناطق نسبت به یکدیگر از لحاظ توسعه است. هدف از تدوین این مقاله، سطح بندی و تعیین میزان نابرابری موجود میان شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری می باشد. برای این منظور تعداد 84 شاخص انتخاب گردید. روش تاپسیس که یکی تکنیک های خانواده تصمیم گیری چند معیاره محسوب می شود از اصلی ترین مدل های مورد استفاده در این تحقیق است. نتایج تحقیق نشان داد که، شهرستان شهرکرد با ضریب اولویت 528/0 دارای رتبه اول از نظر میزان توسعه یافتگی می باشد. این شهرستان به دلیل مرکزیت اداری و اقتصادی به عنوان یک مکان جذب سرمایه امکانات و خدمات، نیروی انسانی متخصص و ... موجب این برتری بر سایر مناطق استان شده است. همچنین شهرستان کوهرنگ با ضریب اولویت 273/0 در آخرین مرتبه توسعه یافتگی در استان قرار گرفته است. ضریب پراکندگی به دست آمده 36/0 می باشد که نشانگر وجود تفاوت و شدت نابرابری در میزان بهره مندی از امکانات و شاخص های توسعه است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        13 - یک روش جدید مبتنی بر معیارهای آماری توزیع برای تنظیم خودکار نرخ یادگیری اتوماتای یادگیر در محیط‌های پویا
        محمدرضا ملاخلیلی میبدی محمدرضا میبدی
        یکی از مسایل مطرح در ساخت سیستم‌های یادگیر نظیر شبکه‌های عصبی و یا اتوماتای یادگیر، تعیین نرخ یادگیری است. در اکثر موارد از یک الگوریتم کاهش‌یابنده در طول زمان برای تنظیم نرخ یادگیری استفاده می‌شود. در این مقاله یک روش جدید برای تغییر نرخ یادگیری و انطباق سیستم یادگیرند أکثر
        یکی از مسایل مطرح در ساخت سیستم‌های یادگیر نظیر شبکه‌های عصبی و یا اتوماتای یادگیر، تعیین نرخ یادگیری است. در اکثر موارد از یک الگوریتم کاهش‌یابنده در طول زمان برای تنظیم نرخ یادگیری استفاده می‌شود. در این مقاله یک روش جدید برای تغییر نرخ یادگیری و انطباق سیستم یادگیرنده با وضعیت محیط، برای استفاده در اتوماتای یادگیر پیشنهاد شده است. این روش جدید از برخی معیارهای آماری مربوط به توزیع فعلی به دست آمده برای بردار احتمالات متناظر با اقدام‌های اتوماتا به منظور تعیین افزایش یا کاهش نرخ یادگیری استفاده می‌کند. مزیت این روش در آن است که بر خلاف روش‌های موجود فعلی، در طول فرایند یادگیری هم افزایش و هم کاهش مقدار نرخ یادگیری را - بسته به نتایج مقایسه معیارهای آماری - انجام می‌دهد و به صورت خودکار نرخ یادگیری را تنظیم می‌کند. ضمن تشریح مبانی ریاضی این الگوریتم جدید، عملکرد این الگوریتم را در محیط‌های تصادفی نمونه بررسی کرده و با مقایسه نتایج به دست آمده نشان داده‌ایم روش پیشنهادی جدید به دلیل این که در طول زمان یادگیری، هم‌زمان و بر اساس معیارهای تعیین‌شده، افزایش و کاهش نرخ یادگیری را انجام می‌دهد، از انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به روش‌های قبلی برای انطباق با محیط‌های تصادفی پویا برخوردار است و مقادیر یاد گرفته شده به مقادیر حقیقی نزدیک‌تر هستند. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        14 - طراحی رؤیتگر مد لغزشی تطبیقی غیر شكننده برای دسته‌ای از سامانه‌های مرتبه كسری شبه‌خطی دارای تأخیر حالت
        مجيد  پرويزيان خسرو خانداني وحيد جوهري مجد
        سامانه‌های مرتبه كسری و سیستم‌های كنترل مرتبه كسری در سال‌های اخیر به صورت فزاینده‌ای مورد توجه پژوهشگران در حوزه‌های مختلف علوم و مهندسی بوده است. از دیگر سو، بسیاری از رویكردهای كنترلی مرتبه صحیح برای استفاده در مورد سامانه‌های مرتبه كسری توسعه داده شده‌اند. با وجود ا أکثر
        سامانه‌های مرتبه كسری و سیستم‌های كنترل مرتبه كسری در سال‌های اخیر به صورت فزاینده‌ای مورد توجه پژوهشگران در حوزه‌های مختلف علوم و مهندسی بوده است. از دیگر سو، بسیاری از رویكردهای كنترلی مرتبه صحیح برای استفاده در مورد سامانه‌های مرتبه كسری توسعه داده شده‌اند. با وجود این، پژوهش‌های انگشت‌شماری در زمینه گسترش رؤیتگرهای كلاسیك به حالت كسری انجام شده است. با توجه به گسترش روزافزون كاربردهای سامانه‌های مرتبه كسری، توسعه رؤیتگرهای مرتبه كسری نیز ضروری به نظر می‌رسد. در این مقاله، مسئله طراحی یك رؤیتگر مد لغزشی تطبیقی غیر شکننده برای دسته‌ای از سامانه‌های مرتبه کسری شبه‌خطی دارای تأخیر زمانی بررسی شده است. ابتدا حالت‌های سیستم مرتبه کسری تأخیردار با قسمت غیر خطی سازگار با استفاده از روش کنترل مد لغزشی تخمین زده شده و سپس مسئله تخمین حالت برای سیستم مرتبه کسری با قسمت غیر خطی غیر سازگار بررسی‌ شده است. پایداری مجانبی دینامیک خطای تخمین با استفاده از روش تحلیل پایداری لیاپانوف برای سامانه‌های مرتبه کسری اثبات گردیده و شرایط كافی پایداری در قالب نابرابری‌های ماتریسی خطی استخراج شده است. در نهایت عملكرد مؤثر روش ارائه‌شده در این مقاله با شبیه‌سازی بر روی یك مثال عددی و نیز مطالعه موردی بر روی یك سامانه اقتصادی مرتبه كسری نشان داده شده است. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        15 - بررسی تاثیر نفش مذهب بر نابرابری درآمدها
        مصطفی حیری هراتمه
        تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر نقش مذهب بر نابرابری درآمدها در نظر گرفته شده است. بدین منظور یک مدل ساده اقتصادی - سیاسی در نظر گرفته شد و با پیروی از مطالعه آذی و اهرنبرگ (1975)، ساختار پایه ملتزر - ریچارد با مدلسازی مذهبی¬بودن به عنوان شدت رضایت حاصل از کمک¬های خیریه أکثر
        تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر نقش مذهب بر نابرابری درآمدها در نظر گرفته شده است. بدین منظور یک مدل ساده اقتصادی - سیاسی در نظر گرفته شد و با پیروی از مطالعه آذی و اهرنبرگ (1975)، ساختار پایه ملتزر - ریچارد با مدلسازی مذهبی¬بودن به عنوان شدت رضایت حاصل از کمک¬های خیریه برای کالاهای عمومی، تکمیل و بسط داده شد که در آن هرچقدر افراد مذهبی¬تر باشند رضایتی که از اعانه¬های داوطلبانه کسب می¬کنند بیشتر است. بنابراین فرآیند سیاسی منجر به کاهش اندازه دولت در کشورهای مذهبی¬تر و به معنای سطوح پائین¬تر هزینه برای کالاهای عمومی و بازتوزیع بوده و بازتوزیع¬های مبتنی بر مالیات، توزیع درآمد را شکل داده که به معنای نابرابری بیشتر درآمد در کشورهای مذهبی¬تر است. شاخص" اعتقاد به زندگی پس از مرگ" معیار مذهبی بودن و ضریب جینی معیار نابرابری درآمد در نظر گرفته شد و در نهایت از الگوهای اقتصادسنج GMM ، FMIL و (2ls) IV جهت تخمین الگوها در دوره زمانی 15 ساله (1384 – 1398) استفاده شده است. نتایج نشان داد : الف) همبستگی مثبتی بین مذهبی¬بودن و نابرابری درآمد وجود دارد ب) ضریب متغیر اعتقاد به زندگی پس از مرگ در تمام مدل های رگرسیونی با وجود و عدم وجود متغیر کنترلی مثبت و معنادار است. به این معنا که کشورهای دارای سطوح بالاتر اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارای نابرابری بیشتری می باشند . ج) ضریب متغیر GDP سرانه منفی و در تمام الگوها معنادار است و نشان می¬دهد که کشورهای دارای درآمدهای سرانه بالاتر گرایش به توزیع برابرتر درآمد دارند. شاید اولویت ذاتی مذهب ، دولت کوچکتر و هزینه¬های رفاهی کمتر در کشورهای مذهبی¬تر ، تنها نمود چشم¬انداز کلی¬تر تحقیق باشد. تفاصيل المقالة