• Home
  • کاظم  دزفولیان

    List of Articles کاظم  دزفولیان


  • Article

    1 - تحلیل منطق‌الطیر بر پایه روایت‌شناسی
    Pazhūhish-i Źabān va Adabiyyāt-i Farsī , Iss.  0 , Year 0 , Spring 2011
    این مقاله بررسی ساز و کار روایت منطق‏الطیر از دیدگاه دو روایت‏شناس ساختارگرا، گرماس و ژنت است. از یک سو، با طرحِ الگوی کنشیِ معناشناسانة گرماس و ساختارِ بنیادینِ تقابل‏های دوگانه در این الگو، فرایند معناسازی و پیش‏رویِ واحدهای روایت در منطق‏الطیر تحلیل می‏شود. همچنین نق Full Text
    این مقاله بررسی ساز و کار روایت منطق‏الطیر از دیدگاه دو روایت‏شناس ساختارگرا، گرماس و ژنت است. از یک سو، با طرحِ الگوی کنشیِ معناشناسانة گرماس و ساختارِ بنیادینِ تقابل‏های دوگانه در این الگو، فرایند معناسازی و پیش‏رویِ واحدهای روایت در منطق‏الطیر تحلیل می‏شود. همچنین نقشِ تقابلِ جفت‏های متضاد همچون معنا و صورت، روح و جسم، لاهوت و ناسوت در شکل‏گیریِ نقش‏های کنشیِ این الگو تبیین می‏گردد. از دیگرسو، بر اساسِ نظریة ژنت، سه سطحِ رواییِ داستان، روایت، روایت‏گری و مؤلّفه‏های رابطِ این سطوح در متنِ منطق‏الطیر نشان داده می‏شود تا از دیدگاهِ ژنت، میزانِ روایت‏مندی این اثر معلوم شود. Manuscript Document

  • Article

    2 - رویکردی انتقادی به رأی باختین در باب حماسه با محوریت شاهنامة فردوسی
    Pazhūhish-i Źabān va Adabiyyāt-i Farsī , Iss.  0 , Year 0 , Winter 2011
    نظریه‌پردازان ادبی معاصر، از چشم‌اندازهایي مختلف ژانرهای ادبی را مورد نقد و بررسی قرار داده‌اند. دراین میان، میخائیل باختین نظریه‌پرداز بزرگ روس، جایگاه ویژه‌ای دارد. وی با تأکید بر اصطلاح کلیدی "منطق مکالمه" درمیان انواع ادبی، تنها نوع ادبی رمان و آن هم رمان‌های داستای Full Text
    نظریه‌پردازان ادبی معاصر، از چشم‌اندازهایي مختلف ژانرهای ادبی را مورد نقد و بررسی قرار داده‌اند. دراین میان، میخائیل باختین نظریه‌پرداز بزرگ روس، جایگاه ویژه‌ای دارد. وی با تأکید بر اصطلاح کلیدی "منطق مکالمه" درمیان انواع ادبی، تنها نوع ادبی رمان و آن هم رمان‌های داستایفسکی را واجد ماهیت گفتگویی و چند آوایی می‌شمرد. بر همین اساس، باختین آثار حماسی و تراژدیک را فاقد خصلت مکالمه‌ای می‌داند. در نظر وی، تک آوایی و تک صدایی برچنین آثاری حاکم است و صدای راوی بر فراز صداهای شخصیت‌های داستان شنیده می‌شود. ما در این مقاله برآنیم تا با استناد به آراء و اندیشه‌های باختین، و با محوریت شاهنامة فردوسی این مدعا را مورد نقد و بررسی قرار دهیم و با ذکر پاره‌ای از داستان‌ها و مؤلفه‌های بنیادین شاهنامه، بر منطق گفت و شنودیِ آن، تصریح و تأکید نماییم. Manuscript Document